هیئت خیرین خادمان حضرت رقیه (س)

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

هیئت خیرین خادمان حضرت رقیه (س)

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

هیئت خیرین خادمان حضرت رقیه (س)

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.امام خمینی(ره)
ایمیل: websiteofoghenoor@yahoo.com
جیمیل: websiteofoghenoor@gmail.com

نویسندگان
آخرین نظرات
طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماه رمضان» ثبت شده است

منزلت شب قدر در کلام مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

امشب را قدر بدانید، شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا‌ فداه، توجه کنید؛ به در خانه خدا ــ مسجد ــ بروید و به‌برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌های‌تان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.


فضیلت شب قدر

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده‌داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز درباره شب قدر فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌داري كند، گناهانش آمرزيده مي‌شود.


شب قدر

در شب قدر  به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد

آمرزش گناهان:

پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:

«هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده می شود.»
برتری بر هزار ماه:

در آیات قرآن بدان اذعان شده است شب قدر از هزار ماه برتر می باشد.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دراین زمینه می فرماید:

(قد جاءکم شهر رمضان مبارک شهر فرض اللّه علیکم صیامه تفتح فیه ابواب الجنان و تُغَلُّ فیه الشیاطین فیه لیلة القدر التی خیر من الف شهر من حُرمها فقد حُرم

«ماه رمضان فرا رسیده ماهی با برکت که خدا روزه اش را بر شما واجب گردانید. درهای بهشت در این ماه باز می شود و شیاطین در غل و زنجیرند در این ماه شب قدر است که فضیلت آن از هزار ماه بیشتر است. در حقیقت محروم کسی است که از برکات آن شب محروم باشد».

امام صادق (عليه السلام) فرمود:
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مي ‏گيرد و تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ و سوم.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

امام باقر(ع) فرمودند:

«عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»


اعمال شب های قدر
شب نوزدهم: اين شب با عظمت آغاز شب هاى قدر است،و شب قدر آن شبى است كه در طول سال،شبى به خوبى‏ و فضليت آن يافت نمی ‏شود،و عمل در اين شب (شب قدر)از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدير امور سال در اين شب صورت‏ می‏ گيرد،و فرشتگان و روح كه اعظم فرشتگان الهى است،در اين شب به اذن پروردگار به زمين فرود می ‏آيند،و به محضر امام زمان(عج) می ‏رسند و آنچه را كه براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه می‏دارند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است:

 يك اعمالى كه در هر سه شب بايد انجام داد،و ديگر اعمالى كه مخصوص به هر يك از شبهاى قدر است

 اوّل:اعمالى است كه در هر سه شب بايد انجام داد،و آن چند عمل است:

اوّل:غسل كردند.علاّمه مجلسى فرموده‏ بهتر است غسل شب قدر در هنگام غروب آفتاب انجام گيرد،كه نماز شام را با غسل بخواند.

دوم:دو ركعت نماز كه‏ در هر ركعت پس از سوره«حمد»،هفت مرتبه«توحيد»خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگويد،استغفر اللّه و اتوب اليه  

سوم:قرآن مجيد را باز كند و در برابر خود گرفته و بگويد:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْئلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ.
خدایا از تو می خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است،و نام بزرگت،و نامهاى نيكویت‏ و آنچه بدانها ترس و اميد است مرا از زمره آزاد شدگانت از آتش دوزخ قرار دهى.

 سپس هر حاجت كه دارد بخواهد.

اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
خدايا بحق اين قرآن،و بحق آنکس که او را بدان فرستادى،و بحق‏ هر مؤمنى كه در این قرآن مدحش کرده ای ،و بحقی که تو بر ایشان داری زیرا کسی نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد.

سپس ده مرتبه بگويد:

بِكَ يَا اللَّهُ(به ذاتت اى خدا)....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ (به حق محمّد)....،و ده مرتبه بِعَلِيٍّ  (به حق على)،و ده مرتبه بِفَاطِمَةَ (به حق فاطمه)....،و ده مرتبه بِالْحَسَنِ (به حق حسن)...،و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ (به حق حسين‏).....،و ده مرتبه  بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (به حق على بن الحسين)....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ (به حق محمّد بن على).....،و ده مرتبه  بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (به حق جعفر بن محمّد )......،و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ  (به حق موسى بن جعفر).....،و ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى (به حق على بن موسى).....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ (به حق محمد بن على).....، ده مرتبه  بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ (به حق على بن محمّد )....،و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ (به حق حسين بن على).....،و ده مرتبه  بِالْحُجَّةِ (به حق حجّت).


پس هر حاجتى كه دارى از خدا بخواه

پنجم:حضرت سيد الشهّدا عليه السّلام‏ را زيارت كند.در روايت آمده:هنگامى كه شب قدر می شود،منادى از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر می دهد كه خدا هركه را به زيارت مزار امام حسين عليه السّلام آمده آمرزيد.

ششم:اين شب ها (شب قدر) را احيا بدارید،روايت شده هركه شب‏ قدر را احيا بدارد،گناهانش آمرزيده می شود،هرچند به شماره ستارگان آسمان و سنگينى كوه ها و پيمانه درياها باشد.

هفتم:صد ركعت نماز بجا آورد،كه فضليت بسيار دارد و بهتر آن است كه در هر ركعت پس از سوره«حمد»،ده‏ مرتبه«توحيد»بخواند.


آثار شب قدر

شب قدر بهترین فرصت برای طلب بخشش و آمرزش گناهان از خداوند است و پروزدگار در این شب عنایت ویژه ای به بندگان خود دارد و در واقع آن را بهانه ای جهت آمرزش بندگان خود قرار داده است. پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در روایتی وجود شب قدر را غایت لطف خدا به امت خویش برشمرده، می فرماید:

«به امت من در ماه رمضان پنج چیز داده شده که به امت هیچ پیغمبری پیش از من داده نشده است ،

اما عطای اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوی بندگان نظر می کند و کسی که خدا به او نظر کرده تا ابد عذاب نمی شود.

 دوم: بوی بد دهان آنان که در نزد خدا شب زنده داری می کنند خوشبوتر از بوی مشک می شود.

 سوم: ملائکه برای ایشان در شب و روز استغفار می کنند.

 چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خویش را امر می کند که استغفار کند و تزیین شود برای بندگان. پس چه نزدیک است که سختیهای دنیا آنها را در خود فرو برد و می روند به سوی بهشت و کرامت من.

 پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را می آمرزد.

مردی گفت: یا رسول اللّه در شب قدر؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: مگر نمی دانی که کارگران هر گاه کارشان تمام شود، مزد به آنها می دهند».

هم چنین روزه داران در دعای روز قدر به درگاه خدا دست بلند کرده و می خوانند: (اللهم ارزقنی فیه فضل لیلة القدر و صیّر اموری فیه من العسر الی الیسر و اقبل معاذیری و حطّ عنّی الذنب و الوزر یا رئوفا بعباده الصالحین)؛ «بار خدایا! فضل شب قدر را در این روز بر من روزی کن و کارهایم را از سختی به آسانی وا گردان و عذرم را بپذیر و گناهانم را بریز ای مهربان به بندگان نیکوکار».


وب سایت افق نور

                                                شبهاى قدر

شب قدر، شبى است که مقدّرات یک سال انسانها - بر اساس لیاقت ها و شایستگى هاى آنان - تعیین مى گردد; در تمام سال، شبى به عظمت و فضیلت آن نمى رسد و عمل در آن از عمل در هزار ماه برتر است.
فرشتگان خداوند و فرشته اى به نام «روح» که اعظم همه فرشتگان است در آن شب، به اذن پروردگار به زمین فرود مى آیند و خدمت امام زمان(علیه السلام) مى رسند و آنچه را که براى هر کس در طول سالِ آینده مقدّر شده است بر آن حضرت عرضه مى دارند.(1)
خوشا به حال آن کس که از فیض عظیم این شب که شب نزول قرآن است، بهره مند شود و با دعا و مناجات و گریه و توبه، به درگاه حقّ روى آورد و زمینه تقدیرات ارزشمند و سرنوشت معنوى و روحانى والایى را براى خویش فراهم سازد.
معصومین(علیهم السلام) شب قدر را به طور دقیق، تعیین نکرده اند و آن را مردّد در میان سه شب (نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم) ذکر فرموده اند، تا مؤمنان با انجام اعمال شب هاى قدر، در هر سه شب و به دست آوردن حال خوشِ معنوى و کسب فیض در این شب ها، به آمادگى کامل، جهت دریافت عنایات ویژه الهى دست یابند.
هرچند علما، با توجّه به روایات، شب هاى بیست و یکم و بیست و سوم را به شب قدر بودن، نزدیکتر مى دانند.(2)
شب نوزدهم ماه:
این شب، اوّلین شب از شب هاى قدر است و از این شب، انجام اعمال شب هاى قدر آغاز مى شود.
اعمال شب هاى قدر:
اعمال شب هاى قدر بر دو قسم است. یک قسم آن مشترک میان هر سه شب است و قسم دیگر اعمالى است که مخصوصِ هر یک از این سه شب مى باشد.
اعمال مشترک شب هاى قدر:
1ـ غسل شب قدر است، مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده: بهتر است غسلِ شب هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند.(3)
2ـ دو رکعت نماز بخواند; که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت کند و بعد از پایان نماز، هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: کسى که این عمل را بجا آورد، از جاى خویش برنخیزد مگر این که خداوند متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى کند تا سال آینده براى وى حسنات بنویسند...(4)
3ـ امام باقر(علیه السلام) درباره عمل دیگر این شب فرمود: قرآن را بگشاید و در برابر خود قرار دهد وبگوید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَما فیهِ،وَفیهِ اسْمُکَ [الاَْعْظَمُ] الاَْکْبَرُ،وَ

خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است که در آن است نام بزرگت و

اَسْماؤُکَ الْحُسْنى،وَما یُخافُ وَیُرْجى،اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ.

نامهاى نیکویت و آنچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.(5)

4ـ مراسم قرآن به سر گرفتن است، به فرموده امام صادق(علیه السلام): قرآن مجید را بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ

خدایا به حق این قرآن و به حق آن کس که او را بدین قرآن فرستادى و هر مؤمنى که در آن مدحش کردى

فیهِ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ.

و به حق تو بر ایشان زیرا هیچ کس به حق تو از خودت آشناتر نیست.

آنگاه ده مرتبه بگوید: بِکَ یا اللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) و ده مرتبه بعَلِىٍّ(علیه السلام) و ده مرتبه بِفاطِمَةَ(علیها السلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ(علیه السلام) و ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ(علیه السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ(علیهما السلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام) و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد(علیهما السلام) و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر(علیهما السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى(علیهما السلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد(علیهما السلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام) و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ(علیه السلام); در پایان هر حاجتى که دارد از خداوند طلب کند(6) و در تمام این اذکار، نهایت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ کند.
بهتر است اگر مى خواهند توسّل گرفته، یا ذکر مصیبتى کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.
5ـ زیارت امام حسین(علیه السلام); به فرموده علاّمه مجلسى، زیارت امام حسین(علیه السلام) در هر یکى از این سه شب، مستحبّ مؤکّد است،(7) و در روایتى آمده است که سبب آمرزش گناهان مى شود(8) و اگر دسترسى به زیارت از نزدیک نداشته باشد، از دور زیارت کند.
6ـ احیا داشتن شب هاى قدر است; یعنى این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دینى و پرسش و پاسخ هاى مذهبى و یا مطالعه کتاب هاى تفسیر و عقاید و مواعظ سپرى کند.
در روایتى از امام باقر(علیه السلام) آمده است: هر کس شب قدر را احیا دارد، گناهان او آمرزیده شود، هرچند زیاد باشد،(9) و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت کند و غذا و نوشیدنى کمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانى که توانایى بر احیا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند.
7ـ صد رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایى داشته باشد، در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند.(10)
8ـ مرحوم «شیخ کفعمى» در «مصباح» نقل کرده است که امام زین العابدین(علیه السلام) این دعا را در شب هاى نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم در حالت ایستاده و نشسته و در رکوع و سجود مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویش نیستم

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى، وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتى

و نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من آن را بر خویش گواهى دهم و به ناتوانى خود و بیچارگیم

وَقِلَّةِ حیلَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى

در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و وفا کن برایم بدانچه بر من

وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما

و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در این شبو تمام کن بر من آنچه را

اتَیْتَنى، فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ، اَلضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ،

به من دادى زیرا که من بنده بینواى مستمند ناتوان تهیدست خوار توام

اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیـما اَوْلَیْتَنى، وَلا لاِِحْسانِکَ فیما

خدایا مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودى و از احسانت در آنچه به من

اَعْطَیْتَنى، وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ،

عطا کردى قرار مده و قرارم مده ناامید از اجابت خویش و اگرچه دیرزمانى طول کشد چه در خوشى و چه در سختى

اَوْ شِدَّة اَوْ رَخآء، اَوْ عافِیَة اَوْ بَلاء، اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ، اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ.(11)

در دشوارى یا در آسایش در تندرستى یا گرفتارى در تنگدستى یا در نعمت براستى تو شنواى دعایى.

9ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرماید: بهترین اعمال در این شب ها طلب آمرزش گناهان و دعا براى امور دنیوى و اخروى است، هم براى خود و هم براى پدر و مادر و خویشان و برادران مؤمن ; چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهاى مختلف و صلوات بر محمّد و آلش، تا آن جا که مقدور است، انجام دهد و در بعضى از روایات وارد شده است که دعاى «جوشن کبیر» (صفحه 138) را در این سه شب بخوانند.(12)
در روایتى آمده است که شخصى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسید و عرض کرد: اگر شب قدر را درک کردم، چه چیزى را از خداوند طلب کنم؟ فرمود: عافیت و سلامتى را بخواه.(13)
اعمال مخصوص هر یک از شب هاى سه گانه قدر:
اعمال شب نوزدهم:
اعمال شب نوزدهم چند چیز است:
1ـ صد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ إلَیْهِ.(14)
2ـ صد مرتبه بگوید: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ.(15)
3ـ دعایى را که در اعمال روزهاى ماه رمضان ذکر کردیم (یا ذا الّذی کان... ـ صفحه 766 ـ ) را بخواند.(16)
4ـ این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفیما تَفْرُقُ مِنَ

خدایا قرار ده در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى و در آنچه جدا کنى از

الاَْمْرِ الحَکیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ، وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ

فرمان حکیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى که برگشت و تغییر و تبدیلى ندارد

تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ،

که نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (کعبه) بنویسى آنان که حجشان مقبول و سعیشان مورد تقدیر

اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ

و گناهانشان آمرزیده و کردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرموده اى

تُطیلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى، وَتَفْعَلَ بى کَذا وَکَذا.(17)

که عمر مرا طولانى کرده و روزیم را وسیع گردانىو درباره ام چنین و چنان کنى.

(به جاى کلمه کذا و کذا، حاجت خود را عرضه دارد).
شب بیست و یکم:
این شب فضیلتش از شب نوزدهم بیشتر است که اعمال مشترک شب هاى قدر را با توجّه بیشترى انجام دهد. در روایات درباره غسل و احیا و تلاش در عبادت در این شب و شب بیست و سوم تأکید شده و آمده است که شب قدر در میان یکى از این دو شب است،(18) و در چند روایت وقتى که از معصوم(علیه السلام) خواستند تا معیّن کنند که شب قدر، در میان کدام یک از این دو شب است، معیّن نکردند، بلکه فرمودند: ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ (احیاى هر دو شب براى آنچه مى خواهى مشکل نیست).(19)
و جالب این که «مرحوم صدوق» در «امالى» مى گوید: «مِنْ دینِ الإمامِیَّةِ ... مَنْ اَحْیى هاتَیْنِ اللَّیْلَتَیْنِ بِمُذاکَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ; از دستورات مذهب امامیه است که ... اگر کسى این دو شب را به گفتگوى علمى بپردازد، از هر عبادتى برتر است».(20)
اعمال شب بیست و یکم:
اعمال این شب بر دو قسم است; قسم اوّل دعاهایى که مربوط به دهه آخر ماه رمضان است که خواهد آمد (صفحه 796) و قسم دیگر اعمال مخصوص شب بیست و یکم، که به این شرح است:
1ـ دعایى است که در «مصباح المتهجّد» و «کافى» نقل شده است که در شب بیست و یکم خوانده مى شود(21):

یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ، وَمُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّیْلِ، وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روزدر شب و اى بیرون آورنده زنده از

الْمَیِّتِ، وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَىِّ، یا رازِقَ مَنْ یَشآءُ بِغَیْرِ حِساب، یا اَللهُ

مرده و بیرون آورنده مرده از زنده اى روزى دهنده هرکه را خواهى بى حساب اى خدا،

یا رَحْمـنُ، یا اَللهُ یا رَحیمُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى،

اى بخشاینده، اى خدا اى مهربان اى خدا اى خدا... از آن توست نامهاى نیکو

وَالاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیآءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم درود فرستى بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَ اَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ

محمّد و نام مرا در این شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با

الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً

شهدا مقرون سازى و احسان و نیکوکاریم را در بلندترین درجه بهشت و گناهانم را آمرزیده کنى و به من یقینى عطا کنى که

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَاِیماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى،

همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى که شک و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم کرده اى خشنودم سازى

وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ،

و بدهى به من در دنیا نعمت نیک و در آخرت نعمت نیک و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَیْکَ وَ الاِْنابَةَ، وَ التَّوْفیقَ لِما

و روزیم کنى در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را

وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

موفق داشتى بدان محمّدو آل محمّد را که بر او و بر ایشان سلام باد.

2ـ مرحوم «شیخ کفعمى» از «سیّد بن باقى» نقل کرده است که در شب بیست و یکم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاقْسِمْ لى حِلْماً یَسُدُّ عَنّى بابَ

خدایا درود فرست برمحمّد و آل محمّد و چنان بردباریى بهره ام کن که ببندد بر من دَرِ

الْجَهْلِ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَة، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ کُلِّ

نادانى را و هدایتى به من ده که بر من منّت نهد از رهانیدن از هر گمراهى و بى نیازیى به من بده که درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد

فَقْر، وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنّى کُلَّ ضَعْف، وَعِزّاً تُکْرِمُنى بِهِ عَنْ کُلِّ ذِلَّة، وَرِفْعَةً

و نیرویى به من ده که هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى که از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى

تَرْفَعُنى بِها عَنْ کُلِّ ضَعَة، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى کُلَّ خَوْف، وَعافِیَةً تَسْتُرُنى

که بدان وسیله مرا از هر پستى بلند کنى و امنیّتى که بوسیله آن هر ترسى را از من دور کنى و تندرستى که بدان وسیله

بِها مِنْ کُلِّ بَلاء، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ کُلَّ یَقین، وَیَقیناً تُذْهِبُ بِهِ عَنّى کُلَّ

مرا از هر بلایى بپوشانى و دانشى که به آن هر یقینى را بر من مفتوح گردانى و یقینى که بدان وسیله هر

شَکٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الاِْجابَةَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَفى هذِهِ السّاعَةِ

شک و تردیدى را از من دور سازى و دعایى که اجابتش را بر من بگسترانى در همین امشب و در همین ساعت

السّاعَةِ السّاعَةِ یا کَریمُ، وَ خَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ کُلَّ رَحْمَة، وَعِصْمَةً تَحُولُ

............... اى بزرگوار و ترسى به من بده که هر رحمتى را بدان وسیله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار کن که همان

بِها بَیْنى وَ بَیْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها بَیْنَ الْمَعْصُومینَ عِنْدَکَ، بِرَحْمَتِکَ

حالت میان من و گناهان حائل شود و بدان وسیله در پیشگاه معصومین (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.(22)

اى مهربانترین مهربانان.

3ـ به فرموده «شیخ مفید»، در این شب صلوات بسیار فرستد و بر ظالمان و غاصبان حقوق آل محمّد(صلى الله علیه وآله) و همچنین بر قاتل امیرمؤمنان(علیه السلام) بسیار لعن و نفرین فرستد و براى خویش و پدر و مادرش و سایر مؤمنان دعا کند.(23)
4ـ دعا براى وجود مبارک امام زمان(علیه السلام) و فرج آن حضرت، یکى دیگر از اعمال این شب است. در روایتى که «سیّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل کرده مى خوانیم: در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، امام(علیه السلام) از من پرسید که آیا غسل کرده اى؟ گفتم: آرى،امام(علیه السلام) حصیرى طلبید و مرا نیز به کنارش فراخواند. آن حضرت(علیه السلام) مشغول نماز شد و من نیز نزدیک آن حضرت(علیه السلام) نماز مى خواندم. وقتى که از نمازها فارغ شدیم، آن حضرت دعا کرد و من آمین گفتم، و این کار ادامه داشت تا صبح طلوع کرد. امام(علیه السلام) اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتکاران را فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(علیه السلام) بجا آوردیم.
امام صادق(علیه السلام) بعد از نماز، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداخت و بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) درود فرستاد و براى مؤمنان دعا کرد; آنگاه به سجده رفت و ساعتى در سجده بود، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت چیزى را نمى شنیدم، سپس دعایى خواند از جمله در دعایش عرض کرد:

وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظیمِ جَلالِکَ، ما لَوْ

از تو تقاضا مى کنم به جمیع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظیم جلال تو که اگر

عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ

مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمد و اهل بیتش درود بفرستى و اجازه فرج

مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیائِکَ وَ أَصْفِیائِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِهِ تُبیدُ الظّالِمینَ

و ظهور کسى را بدهى که با ظهور او گشایشى در کار اولیاى تو و برگزیدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسیله او ظالمان را نابود

وَتُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

و هلاک مى سازى. اى پروردگار عالمیان، در ظهورش تعجیل فرما.

پس از آن که امام(علیه السلام) سر از سجده برداشت، عرض کردم: جانم به فدایت! شما براى فرج کسى دعا کردید که با فرج او گشایشى در کار دوستان و اولیاى الهى حاصل خواهد شد; مگر آن کس شما نیستید؟
امام(علیه السلام) فرمود: نه! او قائم آل محمّد است!
آنگاه امام صادق(علیه السلام) نشانه هاى ظهورش را بیان کرد و در ادامه فرمود: «شب و روز، منتظر ظهور مولایت باش! زیرا خداوند هر روز در شأن و کارى است، و انجام کارى او را از کار دیگر باز نمى دارد».
(وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ، فاِنَّ اللهَ کُلُّ یَوْم هُوَ فی شَأن، لا یَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شَأن).(24)
نکته:
از شب بیست و یکم، دهه آخر ماه رمضان شروع مى شود که بسیار پرارزش و مغتنم است. در هر شب از شب هاى این دهه، غسل مستحب است و روایت شده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در هر شب از شب هاى دهه آخر ماه رمضان غسل مى کرد.(25)
همچنین اعتکاف در مساجد جامع در این دهه مستحب است و فضیلت فراوان دارد و در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.(26)
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتکف مى شد(27) بسترش را جمع مى کرد و آماده و مهیّا و بانشاط به شب زنده دارى و عبادت مى پرداخت (بسیارى از مسلمانان نیز در این امر به آن حضرت اقتدا مى کردند)،(28) برخلاف آنچه بعضى از ناآگاهان مى پندارند که با گذشت شب هاى قدر برنامه ماه مبارک رمضان تمام شده است.
شب بیست و سوم:
این شب، از دو شب قبل برتر است و از احادیث متعدّدى استفاده مى شود که شب قدر همین شب است. در روایتى از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که مردى به نام «جهنى» در ماه رمضان خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد و به آن حضرت عرض کرد: من در بیرون مدینه به سر مى برم و شتر و گوسفند دارم که نمى توانم همه شب در مدینه حاضر شوم. دوست دارم شبى را به من معرّفى کنى تا آن شب را به مدینه بیایم و در نماز و عبادت حاضر باشم. حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور درگوشى آن شب را معرّفى کرد.
«جهنى» نیز وقتى شب هاى بیست و سوم ماه رمضان فرا مى رسید، با همه خانواده و فرزندان و غلامان به مدینه مى آمد و آن شب را مى ماند و صبحگاهان به منزل خویش برمى گشت.(29)
همچنین در روایت دیگرى نقل شده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در شب بیست و سوم ماه رمضان به سر و روى خانواده اش آب مى پاشید تا به خواب نروند (و از فضیلت این شب بهره بگیرند).(30)
روایات متعدّد دیگرى نیز داریم که مى گوید: شب قدر، شب بیست و سوم است.(31) مرحوم «علاّمه مجلسى» نیز در «زاد المعاد» مى گوید: اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم، شب قدر است.(32)
اعمال مخصوص شب بیست و سوم:
در شب بیست و سوم، غیر از اعمال مشترک شب هاى قدر، اعمال دیگرى نیز وارد شده است:
1ـ سوره عنکبوت و سوره روم را بخواند که امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هر کس در شب بیست و سوم، سوره هاى عنکبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است».(33)
2ـ هزار مرتبه سوره «إنّا أنزلناه» را بخواند.(34)
3ـ سوره «حم دخان» را بخواند.(35)
4ـ این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى، وَاَصِحَّ لى جِسْمى،

خدایا دراز کن عمرم را و فراخ کن روزیم را و سالم گردان تنم را

وَبَلِّغْنى اَمَلى، وَاِنْ کُنْتُ مِنَ الاَْشْقِیآءِ فَامْحُنى مِنَ الاَْشْقِیآءِ، وَاْکتُبْنى

و برسانم به آرزویم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را ازسلک آنان پاک کن و در زمره

مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُکَ

سعادتمندانم ثبت کن زیرا تو خودت در کتابى که بر پیامبر مرسلت(ص) نازل فرمودى چنین گفتى:

عَلَیْهِ وَ آلِهِ، یَمْحُو اللهُ ما یَشآءُ وَیُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ.(36)

«خدا هر چه خواهد محو مى کند و ثبت مى کند و نزد اوست اصل کتاب».

5ـ این دعا را که مخصوص شب بیست و سوم است بخواند:

یا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر، وَرَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ،

اى پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز

وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ، وَالظُّلَمِ والاَْنْوارِ، وَالاَْرْضِ وَالسَّمآءِ، یا بارِئُ یا

و کوهها و دریاها و تاریکى ها و روشنیها و زمین و آسمان اى پدیدآرنده اى

مُصَوِّرُ، یا حَنّانُ یا مَنّانُ، یا اَللهُ یا رَحْمنُ، یا اَللهُ یا قَیُّومُ، یا اَللهُ یا بَدیعُ، یا

صورت بخش اى عطابخش اى نعمت ده اى خدا اى بخشاینده اى خدا اى پاینده اى خدا اى نوآفرین اى

اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَالاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیآءُ

خدا اى خدا اى خدا از آن توست نامهاى نیک و نمونه هاى والا و بزرگى

وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى

و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و قرار دهى نام مرا در

هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ،

این شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات

وَاِسائَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَایماناً یُذهِبُ

و گناهم را آمرزیده و یقینى به من ببخشى که همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى که

الشَّکَّ عَنّى، وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَفِى

یکسره شک و تردید را از من دور کنى و بدانچه نصیبم کرده اى خشنودم سازى و بده به ما در دنیا نیکى و نعمت و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ(37) الْحَریقِ، وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ

آخرت نیز نیکى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان و روزیم کن در این شب ذکر خود

وَشُکْرَکَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَالاِْنابَةَ والتَّوْبَةَ، والتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاریت و شوق و بازگشت و توبه بسوى خودت را و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد

وَ آلَ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ.(38)

و آل محمّد علیهم السّلام.

6ـ این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضى وَفیما تُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِالْمَحْتُومِ، وَفیما تَفْرُقُ

خدایا قرار ده در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا کنى

مِنَ الاَْمْرِ الْحَکیمِ، فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ

از دستور حکیمانه ات در شب قدر از آن حکمى که بازگشت ندارد و تغییر پذیر نیست

تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ فى عامى هذَا، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،

که بنویسى مرا از حاجیان خانه محترم کعبه ات در همین امسال آنان که حجشان مقبول

اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فیما

و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما

تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى.(39)

در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى که عمرم را طولانى کنى و در روزیم وسعت دهى.

7ـ این دعا را که از امام حسن(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

یا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَیا ظاهِراً فى بُطُونِهِ، وَیا باطِناً لَیْسَ یَخْفى، وَیا

اى که نهان است در عین آشکاریش و اى که آشکار است در عین نهانیش و اى نهانى که درخفا نیستى و اى

ظاهِراً لَیْسَ یُرى، یا مَوْصُوفاً لا یَبْلُغُ بِکَیْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ، وَلا حَدٌّ

آشکارى که دیده نشوى اى که توصیفت کنند ولى هیچ وصفى به کنه ذات تو نرسد و هیچ حدى

مَحْدُودٌ، وَیا غآئِباً غَیْرَ مَفْقُود، وَیا شاهِداً غَیْرَ مَشْهُـود، یُطْـلَبُ

محدودت نکند و اى که پیدا نیستى ولى گم نشده اى و اى که حاضرى ولى مشهودنشوى تو را طلب کنند

فَیُـصابُ، وَلَمْ یَخْلُ مِنْهُ السَّمـواتُ وَالاَْرْضُ وَما بَیْنَهُما طَرْفَةَ عَیْن، لا

و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نیست آسمانها و زمین و مابین آن دو یک چشم برهم زدن،

یُدْرَکُ بِکَیْف، وَلا یُؤَیَّنُ بِاَیْن وَلا بِحَیْث، اَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الاَْرْبابِ،

به چگونگى در نیایى و به جایى و سویى اندر نشوى تویى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران

اَحَطْتَ بِجَمیـعِ الاُْمُورِ، سُبْحانَ مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ، وَهُوَالسَّمیعُ

به تمام امور احاطه دارى منزه خدایى که نیست مانندش چیزى و اوست شنواى

الْبَصیرُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هکَذا، وَلا هکَذا غَیْرُهُ.(40)

بینا منزه است آن که او چنین است و جز او دیگرى چنین نخواهد بود.

سپس هر حاجتى دارى از خدا بطلب.
8ـ همچنین از معصومین(علیهم السلام) روایت شده است که در شب بیست و سوم ماه رمضان، در سجود و ایستاده و نشسته دعاى ذیل را مى خواندند، بلکه مناسب است در تمام ماه رمضان، و در زمانهاى دیگر پس از تمجید و ستایش خداوند و صلوات بر محمّد و آلش (مثلاً حدّاقل با گفتن اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَ الصَّلاةُ عَلى رَسُولِ اللّهِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ)، این دعا خوانده شود:

اَللّـهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى ابآئِهِ، فى

خدایا باش براى ولى خود حضرت حجت فرزند امام حسن عسکرى درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد در

هذِهِ السّاعَةِ، وَفى کُلِّ ساعَة، وَلِیّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَلیلا

این ساعت و در هر ساعت یار و مددکار و نگهبان و رهبر و یاور و راهنما

وَعَیْناً، حَتّى تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویـلاً.(41)

و دیده بان تا او را از روى میل و رغبت مردم در روى زمین سکونت دهى و بهره مندش سازى زمانى دراز.

9ـ همچنین این دعا را در حالى که دستان خود را به سوى آسمان بلند مى کند، بخواند:

یا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ، یا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ، یا مُجْرِىَ الْبُحُورِ، یا مُلَیِّنَ

اى تدبیر کننده کارها اى برانگیزنده هر که در گورها است اى روان کننده دریاها اى نرم کننده

الْحَدِیدِ لِداوُدَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بى کَذا وَ کَذا

به جاى آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و بکن نسبت به من چنین و چنان.

کلمات کذا و کذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه کند: اَللَّیْلَةَ اَللَّیْلَةَ، اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ. این دعا را در حال رکوع، سجده، ایستاده و نشسته به طور مکرّر بخوان.(42)
10ـ با توجّه به اهمّیّت شب بیست و سوم، غسل، احیا و زیارت امام حسین(علیه السلام) در این شب فضیلت بسیار دارد و همچنین خواندن آن صد رکعت نماز که مشترک میان همه شب هاى قدر است.
«شیخ طوسى» در «تهذیب»، از ابوبصیر روایت کرده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: در آن شبى که امید مى رود شب قدر باشد صد رکعت نماز بخوان; در هر رکعت (پس از حمد) ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخوان. ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده بخوانم، چه کنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم؟ فرمود: در همان حال که در بستر خود دراز کشیده اى، بجا آور.(43)
11ـ مرحوم «علاّمه مجلسى»، در «زاد المعاد» فرموده است: در این شب هر مقدار که ممکن باشد، قرآن بخواند، و از دعاهاى «صحیفه کامله سجّادیّه» نیز استفاده کند; مخصوصاً دعاى مکارم الاخلاق و دعاى توبه.
روزهاى شب قدر را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد; در احادیث فراوانى آمده است که روز قدر نیز در فضیلت مثل شب قدر است.(44)

1. زاد المعاد، صفحه 180.
2. رجوع شود به: اقبال، صفحه 167.
3. زاد المعاد، صفحه 185.
4. اقبال، صفحه 186.
5. همان مدرک و زادالمعاد، صفحه 185.
6. اقبال، صفحه 187.
7. زاد المعاد، صفحه 186.
8. تهذیب، جلد 6، صفحه 49، حدیث 26.
9. اقبال، صفحه 186.
10. همان مدرک، صفحه 167.
11. بلدالامین، صفحه 203.
12. زاد المعاد، صفحه 186 (با اندکى تصرّف).
13. مستدرک الوسائل، جلد 7، صفحه 458، حدیث 12.
14. اقبال، صفحه 186 و زاد المعاد، صفحه 186.
15. همان مدرک.
16. اقبال، صفحه 187.
17. بحارالانوار، جلد 95، صفحه 147.
18. اقبال، صفحه 194.
19. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 2، حدیث 4.
20. امالى صدوق، صفحه 649.
21. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و کافى، جلد 4، صفحه 160 (با اندکى تفاوت).
22. مصباح کفعمى، صفحه 584.
23. مقنعه، صفحه 167 (باب صلاة شهر رمضان).
24. اقبال، صفحه 200 (با تلخیص).
25. همان مدرک، صفحه 195.
26. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 129، حدیث 7.
27. اقبال، صفحه 195.
28. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 130، حدیث 7.
29. اقبال، صفحه 207.
30. همان مدرک.
31. همان مدرک، صفحه 206 و 207.
32. زاد المعاد، صفحه 187.
33. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و اقبال، صفحه 211.
34. همان مدرک.
35. اقبال، صفحه 214.
36. همان مدرک، صفحه 209 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 162 .
37. کلمه «النّار» در مصباح آمده است.
38. کافى، جلد 4، صفحه 161 و مصباح المتهجّد، صفحه 629.
39. اقبال، صفحه 211.
40. اقبال، صفحه 211 . در بحارالانوار، جلد 95، صفحه 165 آمده است که این دعا را امام على بن الحسین8 در شب قدر مى خواند.
41. مصباح المتهجّد، صفحه 630 و مصباح کفعمى، صفحه 586 (با اندکى تفاوت).
42. فقیه، جلد 2، صفحه 162 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 70 .
43. تهذیب، جلد 3، صفحه 64، حدیث 19.
44. زاد المعاد، صفحه 190.

وب سایت افق نور

                                    دعاى شب هاى دهه آخر ماه مبارک رمضان

دعاهاى این شب ها بر دو قسم است; نخست دعاهایى که مشترک میان همه شب هاى این دهه است که در هر شب از دهه آخر ماه رمضان خوانده مى شود و دیگر، دعاهایى که مخصوص هر شب از دهه آخر است.
دعاهاى مشترک شب هاى آخر ماه رمضان:
مرحوم «شیخ کلینى» در کتاب شریف «کافى» از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: در دهه آخر ماه رمضان، هر شب این دعا را مى خوانى:

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِکَ الْکَریمِ، أنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ، اَوْ یَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از این که ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده

الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هـذِهِ، وَ لَـکَ قِبَلى ذَنْـبٌ اَوْ تَبِعَـةٌ تُعَـذِّبُـنى عَلَیْـهِ.(1)

امشب بر من طلوع کند و باز هم از من در پیش تو گناه یا چیزى که پاداشش بد است مانده باشد که بدان عذابم کنى.

از مرحوم «کفعمى» در حاشیه «بلدالامین» از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که آن حضرت در هر شب از دهه آخر ماه رمضان، بعد از نمازهاى فریضه و نافله، این دعا را مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّ عَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ، وَ اغْفِرْلَنا تَقْصیرَنا فیهِ،

خدایا اداء کن از ما حق ایام گذشته ماه رمضان را و بیامرز تقصیر ما را در این ماه

وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً، وَ لا تُؤاخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا، وَ اجْعَلْنا مِنَ

و آن را پذیرفته از ما دریافت کن و مگیر ما را به زیاده رویهایى که بر نفس خویش کردیم و قرارمان ده از

الْمَرْحُومینَ، وَ لا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومینَ.(2)

رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان.

«سیّد بن طاووس» در «اقبال»، از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت در هر شب از دهه آخر ماه رمضان این دعا را مى خواند:

اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِ، شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ،

خدایا تو فرمودى در قرآنت که از آسمان نازل گشته «ماه رمضانى که قرآن در آن نازل گشته

هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّنات مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ، فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ

که آن قرآن راهنماى مردم و حجتهایى است از هدایت و تمیز» و بدین ترتیب حرمت ماه رمضان را

بِما اَنْزَلْتَ فیهِ مِنَ الْقُرْانِ، وَ خَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ، وَ جَعَلْتَها خَیْراً مِنْ

با نازل فرمودن قرآن بزرگ کردى و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر

اَلْفِ شَهْر، اَللّـهُمَّ وَهذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ، وَ لَیالیهِ قَدْ

از هزار ماه گرداندى خدایا این روزهاى ماه رمضان بود که بر من گذشت و این شبهاى آن است که آن نیز

تَصَرَّمَتْ، وَ قَدْ صِرْتُ یا اِلـهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى، وَاَحْصى

گذشت و من اى معبودم از این ماه به حالى درآمده ام که تو خود بهتر از من مى دانى

لِعَدَدِهِ مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ، فَاَسْئَلُکَ بِما سَئَلَکَ بِهِ مَلائِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ،

و شماره اش را از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقرّبت

وَاَنْبِیآؤُکَ الْمُرْسَلُونَ، وَعِبادُکَ الصّالِحُونَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و پیامبران فرستاده ات و بندگان شایسته ات تو را بدان خواستند که درود فرستى بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَاَنْ تَفُکَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ، وَ تُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ، وَ اَنْ

محمّد و این که مرا از آتش دوزخ آزاد کنى و به رحمت خویش به بهشتم ببرى و به

تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِکَ وَ کَرَمِکَ، وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى، وَ تَسْتَجیبَ دُعآئى،

عفو و بزرگوارى خویش بر من تفضل کنى و تقرّب جویى مرا بپذیرى و دعایم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاَْمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ کُلِّ هَوْل اَعْدَدْتَهُ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ، اِلـهى

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى که براى روز قیامتم آماده کرده اى بر من منت نهى خدایا

وَاَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَبِجَلالِکَ الْعَظیمِ، اَنْ یَنْقَضِىَ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ

پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوکت عظیمت که بگذرد روزها

وَلَیالیهِ، وَ لَکَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤاخِذُنى بِهِ، اَوْ خَطیئَةٌ تُریدُ اَنْ تَقْتَصَّها

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه یا پاداش بدى باشد که مرا بدان مؤاخذه کنى یا خطایى باشد که بخواهى آنرا از من تقاص کنى

مِنّى، لَمْ تَغْفِرْها لى، سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى، اَسْئَلُکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اِذْ لا

و نیامرزیده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من از تو خواهم اى که معبودى جز تو نیست زیرا

اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اِنْ کُنْتَ رَضیتَ عَنّى فى هذَا الشَّهْرِ، فَازْدَدْ عَنّى رِضاً، وَاِنْ

معبودى جز تو نیست که اگر در این ماه از من خشنود گشته اى بر خشنودى خویش از من بیفزا و اگر

لَمْ تَکُنْ رَضیتَ عَنّى، فَمِنَ الاْنَ فَارْضَ عَنّى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، یا اَللهُ

هنوز خشنود نشده اى از هم اکنون از من خشنود شو اى مهربانترین مهربانان اى خدا

یا اَحَدُ یا صَمَدُ، یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ. و بسیار بگو:

اى یکتا اى بى نیاز اى که فرزند ندارد و فرزند کسى نیست و براى او همتایى نباشد هیچ کس* * * * * * * *

یا مُلَیِّنَ الْحَدیدِ لِداوُدَ عَلَیْهِ السَّلامُ، یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالْکُرَبِ الْعِظامِ عَنْ

اى نرم کننده آهن براى حضرت داوود علیه السلام اى برطرف کننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از

اَیُّوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ، اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ، اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ

ایوب علیه السلام اى گشاینده اندوه یعقوب علیه السلام اى زداینده غم

یُوسُفَ عَلَیْهِ السَّلامُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، کَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ

یوسف علیه السلام درود فرست بر محمّد و آل محمّد بدانسان که تو شایسته آنى که

تُصَلِّىَ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ، وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنـَا اَهْلُهُ(3)

درود فرستى بر ایشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

دعاهاى مخصوص هر شب از دهه آخر ماه رمضان:
دعاى مخصوص شب بیست و یکم گذشت.
دعاى شب بیست و دوم:

یا سالِخَ النَّهارِ مِنَ اللَّیْلِ فَاِذا نَحْنُ مُظْلِمُونَ،وَمُجْرِىَ الشَّمْسِ لِمُسْتَقَرِّها

اى که روز (روشن) را از شب (تار) برکنى و ناگهان ما در تاریکى فرو رویم و اى روان کننده خورشید روى مدارش

بِتَقْدیرِکَ، یا عَزیزُ یا عَلیمُ، وَمُقَدِّرَالْقَمَرِ مَنازِلَ حَتّى عادَ کَالْعُرْجُونِ

به تقدیرى که فرمودى اى نیرومند اى دانا و اى اندازه گیرماه در منزلهاى معین تا بازگردد چون شاخه

الْقَدیمِ، یا نُورَ کُلِّ نُور، وَمُنْتَهى کُلِّ رَغْبَة، وَوَلِىَّ کُلِّ نِعْمَة، یا اَللهُ یا

خرماى لاغر خشک اى روشنى هر نور و آخرین سرحدهر شوق و سرپرست هر نعمت اى خدا اى

رَحْمنُ، یا اَللهُ یا قُدُّوسُ، یا اَحَدُ یا واحِدُ یا فَرْدُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ

بخشاینده اى خدا اى منزه از هر عیب اى یگانه اى یکتا اى فرد اى خدا... از آن توست

الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَ الاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَ الْکِبْرِیاءُ وَ الاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ

نامهاى نیک و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَاَهْلِ بَیْتِهِ، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى

فرستى بر محمّد و خاندانش و قرار دهى نامم را در این شب در زمره

السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ، وَ اِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَاِسآئَتى

سعادتمندان و روحم را با شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را

مَغْفُورَةً، وَ اَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى،

آمرزیده و دیگر این که یقینى به من بدهى که همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من عطا کنى که شک و تردید را یکسره از من دور سازد

وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنةً، وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً،

و بدانچه نصیبم کرده اى خشنودم ساز و بده به ما در دنیا نعمت نیک و در آخرت نیز نعمت نیک

وَقِنا عَذابَ النّارِ(4) الْحَریقِ، وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغَبَةَ

و نگهدار ما را از عذاب آتش سوزان و روزیم گردان در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت و اشتیاق

اِلَیْکَ وَالاِْنابَةَ، وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ.(5)

و بازگشت بسویت را و موفق دارى مرا براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمّد وآل محمّد علیهم السلام را.

دعاى شب بیست و سوم قبلا گذشت.

دعاى شب بیست و چهارم:

یا فالِقَ الاِْصْباحِ، وَجاعِلَ اللَّیْلِ سَکَناً، وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْباناً، یا

اى شکافنده سپیده صبح و اى قرار دهنده شب را وسیله آرامش و خورشید و ماه را وسیله حساب کردن اى

عَزیزُ یا عَلیمُ، یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ، وَالْقُوَّةِ وَالْحَوْلِ، وَالْفَضْلِ والاِْنْعامِ،

نیرومند اى دانا اى صاحب نعمت و بخشش و نیرو و جنبش و فضل و نعمت بخشى

وَالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، یا اَللهُ یا رَحْمـنُ، یا اَللهُ یا فَرْدُ یا وِتْرُ، یا اَللهُ یا ظاهِرُ

و جلالت و بزرگوارى اى خدا اى بخشاینده اى خدا اى یگانه یکتا اى خدا اى آشکار

یا باطِنُ، یا حَىُّ لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَ الاَْمْثالُ الْعُلْیا،

و اى نهان اى زنده اى که معبودى جز تو نیست از آن توست نامهاى نیک و نمونه هاى والا

وَ الْکِبْرِیآءُ وَ الاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَ اَنْ

و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و دیگر آن که

تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ،

قرار دهى نام مرا در این شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهیدان

وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَ اِسائَتى مَغْفُورَةً، وَ اَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ

و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و یقینى به من ببخشى که همواره با دلم مقرون باشد

قَلْبى، وَ ایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَ رِضىً بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى

و ایمانى بدهى که شک و تردید را از من دور سازد و خشنودى بدانچه نصیبم کرده اى و بده به ما در

الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَهً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ، وَ ارْزُقْنى

دنیا نیکى و نعمت و در آخرت نیز نیکى و نعمت و بازمان دار از عذاب آتش سوزان و روزیم کن

فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَ الاْنابَةَ وَ التَّوْبَهَ، وَ التَّوْفیقَ لِما

در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت را و میل و رغبت و بازگشت و توبه کردن بسویت را و موفقم بدار بدانچه

وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.(6)

موفق داشتى بدان محمّد و آل محمّد را درودهاى تو و بر او و بر ایشان باد.

دعاى شب بیست و پنجم:

یا جاعِلَ اللَّیْلِ لِباساً، وَالنَّهارِ مَعاشاً، وَالاَْرْضِ مِهاداً، وَالْجِبالِ اَوْتاداً،

اى که شب را پوشش قراردادى و روز را وسیله درآوردن روزىوزمین را گهواره (یا بستر گسترده) و کوهها را چون میخ قرار دادى

یا اَللهُ یا قاهِرُ، یا اَللهُ یا جَبّارُ، یا اَللهُ یا سَمیعُ، یا اَللهُ یا قَریبُ، یا اَللهُ یا

اى خدا اى چیره اى با جبروت اى خدا اى شنوا اى خدا اى نزدیک اى خدا اى

مُجیبُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَالاَْمْثالُ الْعُلْیا،

پاسخ ده اى خدا... از آن توست نامهاى نیک و نمونه هاى والا

وَالْکِبْرِیاءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ

و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و قرار دهى

اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى

نامم را در این شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهیدان و احسان و نیکیم را

عِلِّیّینَ، وَاِسائَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَایماناً

در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و یقینى به من بدهى که همیشه ملازم دل من باشد و ایمانى

یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَفِى

به من عطا کنى که شک و تردید را از من دور سازد و خشنودم سازى بدانچه نصیبم کرده اى وبدهى به من در دنیا نیکى و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ، وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ

آخرت نیکى و نگاهم دارى از آتش سوزان دوزخ و روزیم کنى در این شب ذکر خود

وَشُکْرَکَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ، والتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً

و سپاسگزاریت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه به درگاهت و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد

وَ آلَ مُحَمَّد عَلَیْهِمُ السَّلامُ.(7)

و آل محمّد علیهم السّلام را.

دعاى شب بیست و ششم:

یا جاعِلَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ ایَتَیْنِ، یا مَنْ مَحا ایَةَ اللَّیْلِ وَجَعَلَ ایَةَ النَّهارِ

اى قرار دهنده شب و روز را دو نشانه (بر قدرتت) اى که نشانه شب را سیاه و نشانه روز را

مُبْصِرَةً، لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْهُ وَرِضْواناً، یا مُفَصِّلَ کُلِّ شَىْء تَفْصیلاً، یا

روشنى بخش کردى تا فزونى جویند از فضل و خشنودى پروردگار اى جداکننده هر چیز بخوبى اى

ماجِدُ یا وَهّابُ، یا اَللهُ یا جَوادُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى،

صاحب مجد و شوکت اى پربخشش اى خدا اى بخشنده اى خدا... از آن توست نامهاى نیک

وَالاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیآءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و نمونه هاى والا و بزرگ و نعمتها از تو خواهم درود فرستى بر محمّد و آل

مُحَمد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى مَعَ

محمّد و دیگر آن که نامم را در این شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با

الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً

شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و ببخشى بر من

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَ ایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَ تُرضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى،

یقینى که همواره ملازم قلبم باشد و ایمانى که یکسره شک و تردید رااز من دور سازد و خشنودم سازى بدانچه نصیبم کرده اى

وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ،

و بدهى به من در دنیا نیکى و نعمت و در آخرت نیز نیکى و نگاهمان دارى از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَ الاِْنابَةَ وَ التَّوْبَةَ،

و روزیم کنى در این شب ذکرت و سپاسگزاریت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه بسویت

وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.(8)

و موفقم دارى بدانچه موفق داشتى بدان محمّدو آل محمّد را که درود تو بر او و برایشان باد.

دعاى شب بیست و هفتم:

یا مآدَّ الظِّلِّ وَلَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَهُ ساکِناً، وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلیلاً، ثُمَّ

اى امتداد دهنده سایه که اگر مى خواستى آن را در یکجا ساکن مى کردى و قراردادى خورشید را بر آن سایه رهبر سپس

قَبَضْتَهُ اِلَیْکَ قَبْضاً یَسیراً، یا ذَا الْجُودِ وَالطَّوْلِ، وَالْکِبْرِیآءِ وَالاْلاءِ، لا

آن را به آسانى تدریجاً دربرگرفتى اى صاحب جود و عطا و کبریا و نعمتها

اِلـهَ إلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ، لا إلهَ إلاَّ اَنْتَ، یا

معبودى جز تو نیست که داناى غیب و شهود و بخشاینده و مهربانى معبودى جز تو نیست اى

قُدُّوسُ یا سَلامُ، یا مُؤْمِنُ یامُهَیْمِنُ، یا عَزیزُ یاجَبّارُ یا مُتَکَبِّرُ، یا اَللهُ یا

منزه از هر عیب اى بى خلل اى ایمنى بخش اى مراقب بندگان اى نیرومند اى مقتدر اى بزرگوار اى خدا اى

خالِقُ، یا بارِئُ یا مُصَوِّرُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى،

آفریننده اى ایجاد کننده اى صورتگر اى خدا اى خدا اى خدا از آن توست نامهاى نیکو

وَالاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیاءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد

و نمونه هاى والا و کبریا و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد

وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى مَعَ

وآل محمّد و این که نامم را در این شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با

الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً

شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و ببخشى بر من یقینى

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَتُرْضِیَنى بِـما قَسَمْتَ لى،

که همواره ملازم قلب من باشد و ایمانى که شک و تردید را یکسره از من دور سازد و خشنودم سازى بدانچه نصیبم کرده اى

وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ،

و بده به من در دنیا نیکى و در آخرت نیکى و نگاهم دار از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ وَ الاِْنابَةَ وَ التَّوْبَةَ،

و روزیم گردان در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت را و شوق و رغبت بسویت و بازگشت و توبه به درگاهت

وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.(9)

و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد و آل محمّد را درود تو بر او و بر ایشان باد.

دعاى شب بیست و هشتم:

یا خازِنَ اللَّیْلِ فِى الْهَوآءِ، وَخازِنَ النُّورِ فِى السَّمآءِ، وَمانِعَ السَّمآءِ أَنْ

اى جا دهنده تاریکى شب را در هوا و جا دهنده روشنى (روز) را در آسمان و جلوگیرنده آسمان از این که

تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ إلاَّ بِاِذْنِهِ، وَحابِسَهُما اَنْ تَزُولا، یا عَلیمُ یا غَفُورُ یا

بر زمین افتد مگر به اذن او و نگهدارنده آسمان و زمین از این که از جاى خود بدر روند اى دانا اى آمرزنده اى

دائِمُ، یا اَللهُ یا وارِثُ، یا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ

جاویدان اى خدا اى ارث برنده اى برانگیزنده مردگان در میان گورها اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است

الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَالاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیآءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ

نامهاى نیکو و نمونه هاى والا و کبریاء و نعمتها از توخواهم که درود فرستى

عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ،

بر محمّد و آل محمّد و این که قرار دهى نامم را در این شب در زمره سعادتمندان

وَرُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ

و روحم را با شهیدان و احسانم را در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و ببخش

لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى،وَایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى،وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ

بر من یقینى که پیوسته همراه و ملازم دلم باشد و ایمانى به من ده که یکسره شک و تردید را از من دور سازد و خشنودم سازى بدانچه نصیبم کرده اى

لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ

و بده به ما در دنیا نیکى و درآخرت نیکى و نگاهمان دار از آتش سوزان دوزخ

الْحَریقِ، وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ،

و روزیمان گردان در این شب یاد خود و سپاسگزاریت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه به سویت

وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ.(10)

و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد و آل محمّد را درود خدا بر او و بر ایشان باد.

دعاى شب بیست و نهم:

یا مُکَوِّرَ اللَّیْلِ عَلَى النَّهارِ، وَمُکَوِّرَ النَّهارِ عَلَى اللَّیْلِ، یا عَلیمُ یا

اى خدایى که شب را به روز پیچانى و روز را بر شب بپیچانى اى دانا اى

حَکیمُ، یا رَبَّ الاَْرْبابِ، وَ سَیِّدَ السّاداتِ، لا اِلهَ إلاَّ اَنْتَ، یا اَقْرَبَ اِلَىَّ

فرزانه اى پروردگار همه پروردگاران و آقاى همه بزرگان معبودى جز تو نیست اى که نزدیکترى به من

مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَ الاَْمْثالُ

از رگ گردن اى خدا اى خدا اى خدا از آن توست نامهاى نیکو و نمونه هاى

الْعُلْیا، وَ الْکِبْرِیاءُ وَ الاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،

والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد

لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ

و بده به ما در دنیا نیکى و درآخرت نیکى و نگاهمان دار از آتش سوزان دوزخ

الْحَریقِ، وَارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ،

و روزیمان گردان در این شب یاد خود و سپاسگزاریت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه به سویت

وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ.(10)

و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد و آل محمّد را درود خدا بر او و بر ایشان باد.

دعاى شب بیست و نهم:

یا مُکَوِّرَ اللَّیْلِ عَلَى النَّهارِ، وَمُکَوِّرَ النَّهارِ عَلَى اللَّیْلِ، یا عَلیمُ یا

اى خدایى که شب را به روز پیچانى و روز را بر شب بپیچانى اى دانا اى

حَکیمُ، یا رَبَّ الاَْرْبابِ، وَ سَیِّدَ السّاداتِ، لا اِلهَ إلاَّ اَنْتَ، یا اَقْرَبَ اِلَىَّ

فرزانه اى پروردگار همه پروردگاران و آقاى همه بزرگان معبودى جز تو نیست اى که نزدیکترى به من

مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَ الاَْمْثالُ

از رگ گردن اى خدا اى خدا اى خدا از آن توست نامهاى نیکو و نمونه هاى

الْعُلْیا، وَ الْکِبْرِیاءُ وَ الاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،

والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد

وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ،

و قرار دهى نام مرا در این شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهیدان

وَاِحْسانى فى عِلِّیّیِنَ، وَ اِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَ اَنْ تَهَبَ لى یَقیناً تُباشِرُ بِهِ

و احسان و نیکیم را در بلندترین درجات و گناهم را آمرزیده و ببخشى بر من یقینى که پیوسته ملازم

قَلْبى، وَ ایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَ تُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى

دل من باشد و ایمانى که یکسره شک و تردید را از من دور سازد و خشنودم سازى بدانچه بهره ام کرده اى و به ماعطا فرما در

الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِى الأخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ، وَ ارْزُقْنى

دنیا نیکى و در آخرت نیکى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان و روزیم گردان

فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَالاِْنابَةَ وَ التَّوْبَةَ، وَ التَّوْفیقَ لِما

در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت و شوق و رغبت بسویت و بازگشت و توبه به درگاهت را و موفقم دار بدانچه

وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.(11)

موفق داشتى بدان محمّد و آل محمّد را که درود خدا بر او و بر ایشان باد.

دعاى شب سى اُم:

اَلْحَمْدُللهِِ لا شَریکَ لَهُ، اَلْحَمْدُ للهِِ کَما یَنْبَغى لِکَرَمِ وَجْهِهِ، وَعِزِّ جَلالِهِ،

ستایش مخصوص خدایى است که شریک ندارد ستایش خاص خدا چنانچه شایسته بزرگوارى ذات و شوکت جلال اوست

وَکَما هُوَ اَهْلُهُ، یا قُدُّوسُ یا نُورُ، یا نُورَ الْقُدْسِ، یا سُبُّوحُ یا مُنْتَهَى

و چنانچه سزاوار آن است اى منزه اى روشنى ده اى روشنى مقدّس اى پاکیزه از هر عیب اى آخرین حد

التَّسْبیـحِ، یا رَحْمـنُ یا فاعِلَ الرَّحْمَةِ، یا اَللهُ یا عَلیمُ یا کَبیرُ، یا اَللهُ یا

پاکیزگى اى بخشاینده اى مهر پیشه اى خدا اى دانا اى بزرگوار اى خدا اى

لَطیفُ یا جَلیلُ، یا اَللهُ یا سَمیعُ یا بَصیرُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاَْسْمآءُ

با لطف اى برجسته اى خدا اى شنوا اى بینا اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است نامهاى

الْحُسْنى، وَ الاَْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیآءُ وَ الاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى

نیکو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم که درود فرستى بر

مُحَمَّد وَاَهْلِ بَیْتِهِ،وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى

محمّد و خاندانش و قرار دهى نامم را در این شب در زمره سعادتمندان و روحم را

مَعَ الشُّهَدآءِ،وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَ اِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَ اَنْ تَهَبَ لى یَقیناً

با شهیدان و احسان و نیکیم را در بلندترین درجاتو گناهم را آمرزیده و ببخشى به من یقینى

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَ ایماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَ تُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى،

که پیوسته ملازم دل من باشد و ایمانى که یکسره شک و تردید را از من دور سازد و خشنودم سازى بدانچه نصیبم کرده اى

وَ آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ،

و بدهى به من در دنیا نیکى و در آخرت نیکى و نگاهم دارى از عذاب آتش سوزان

وَ ارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَیْکَ، وَ الاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ،

و روزیم کنى در این شب ذکر خودو سپاسگزاریت و شوق و رغبت بسویت و بازگشت و توبه بدرگاهت

وَ التَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ.(12)

و موفقم بدارى بدانچه موفق داشتى بدان محمّد و آل محمّد را درود خدا بر او و بر ایشان باد.

شب بیست و هفتم ماه رمضان:
این شب، شب مبارکى است و بزرگان اعمال زیر را براى آن ذکر کرده اند:
1ـ «غسل» است که در روایتى از امام صادق(علیه السلام) به آن تصریح شده است.(13)
2ـ سى رکعت نماز است که شرح آن در اعمال شب هاى ماه رمضان (صفحه 713) گذشت.
3ـ از زید بن على(علیه السلام) نقل شده است که از پدرم على بن الحسین(علیهما السلام) شنیدم که در شب بیست و هفتم ماه رمضان از اوّل شب تا آخر، این دعا را مى خواند:

اَللّـهُمَّ ارْزُقْنِى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الْغُرُورِ، وَالاِْنابَةَ اِلى دارِ الْخُلُودِ،

خدایا روزیم کن دورى گزیدن از خانه فریب (ناپایدار) و بازگشت بسوى خانه جاویدان

وَالاِْسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ.(14)

و آماده شدن براى مرگ پیش از رسیدن آن.

دعاى دیگرى براى این شب، از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)نقل شده است که مجموعه اى از آیات قرآن است:

رَبَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا، وَ کَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا، وَ تَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ; رَبَّنا

پروردگارا، ما ایمان آوردیم، گناهان ما را ببخش و بدى هاى ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران! پروردگارا

وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِکَ، وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ

آنچه را بوسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودى،به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان، زیرا تو هیچ گاه از وعده خود، تخلّف نمى کنى.

الْمیعاد. رَبَّنا اَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ، فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَل إِلى

پروردگارا! ما را دوبار میراندى و دوبار زنده کردى; اکنون به گناهان خود معترفیم، آیا

خُرُوج مِنْ سَبیل. رَبَّنَا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ، إنَّ عَذابَها کانَ غَراماً.

راهى براى خارج شدن وجود دارد. پروردگارا! عذاب جهنّم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پردوام است.

رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّةَ اَعْیُن، وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ اِماماً.

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهیزگاران، پیشواگردان.

رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا، وَ إلَیْکَ أَنَبْنا وَ اِلَیْکَ الْمَصیرُ. رَبَّنا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً

پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوى توبازگشتیم و همه فرجام ها به سوى توست. پروردگارا! ما را مایه گمراهى

لِلَّذینَ کَفَرُوا، رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا، وَ لاِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالاِْیمانِ،

کافران قرار مده. پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند، بیامرز

وَلاتَجْعَلْ فِى قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا، رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحیـمٌ.(15)

و در دل هاى ما حسد و کینه اى نسبت به مؤمنان قرار مده. پروردگارا! تو مهربان و رحیمى!

شب آخر ماه رمضان:
شب آخر ماه رمضان، شب مبارکى است که چند عمل در آن وارد شده است:
1ـ غسل کردن.(16)
2ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).(17)
3ـ خواندن سوره هاى «انعام»، «کهف» و «یس».(18)
4ـ صد مرتبه بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ.(19)
5ـ خواندن این دعا که «شیخ کلینى»; از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است:

اَللّهُمَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ،اَلَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَقَدْ تَصَرَّمَ، وَاَعُوذُ

خدایا این ماه رمضانى است که در آن قرآن را نازل فرمودى و اکنون رو به رفتن است و پناه مى برم

بِوَجْهِکَ الْکَریمِ یا رَبِّ اَنْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هذِهِ، اَوْ یَتَصَرَّمَ شَهْرُ

به ذات بزرگوارت اى پروردگار من که سپیده دم امشب بر من بزند یا ماه

رَمَضانَ، وَلَکَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُریدُ اَنْ تُعَذِّبَنى بِهِ یَوْمَ اَلْقاکَ.(20)

رمضان بر من بگذرد و از تو در پیش من پیگرد یا گناهى باشد که بخواهى مرا در روز دیدارت عذاب فرمائى.

6ـ خواندن دعاى «یا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ» که در اعمال شب بیست و سوم (صفحه 795) گذشت.(21)
7ـ با ماه رمضان وداع کند و دعاهاى وداع را که علماى بزرگ در کتب خویش نقل کرده اند بخواند و از بهترین آن دعاها، دعاى چهل و پنجم «صحیفه کامله سجّادیّه» است.
«سیّد بن طاووس» از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که هر کس در شب آخر ماه رمضان، با آن ماه وداع کند و این دعا را بخواند، خداوند او را پیش از طلوع صبح بیامرزد و توفیق توبه و انابه را به او مرحمت فرماید:

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیامى لِشَهْرِ رَمَضانَ، وَاَعُوذُ بِکَ اَنْ

خدایا قرارش مده آخرین دیدار از روزه ام در ماه رمضان و پناه مى برم به تو از آن که

یَطْلُعَ فَجْرُ هذِهِ اللَّیْلَةِ اِلاَّ وَقَدْ غَفَرْتَ لـى.(22)

سپیده دم امشب بر من بزند جز آن که مرا آمرزیده باشى.

در روایت دیگرى از جابر بن عبداللّه انصارى نقل شده است که در جمعه آخر ماه رمضان به محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)شرفیاب شدم; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به من فرمود: این روز، جمعه آخر ماه رمضان است، با آن وداع کن و بگو:

اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیامِنا اِیّاهُ، فَاِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنى

خدایا قرارش مده آخرین دیدار ما از روزه مان در ماه رمضان و اگر چنین کرده اى پس مرا

مَرْحُوماً، وَلا تَجْعَلْنى مَحْرُوماً.

مورد رحمت قرار ده و قرارم مده در زمره محرومان.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در ادامه فرمود: هر کس در این روز این دعا را بخواند، به یکى از دو خصلت نیکو دست یابد، یا آن که ماه رمضان آینده را درک مى کند و یا به آمرزش و رحمت بى انتهاى خداوند مى رسد.(23)
8ـ خواندن ده رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام).
از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده است که هر کس در شب آخر ماه رمضان، ده رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند و در رکوع و سجود ده مرتبه بگوید: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ و بعد از هر دو رکعت، تشهّد بخواند و سلام دهد و هنگامى که تمامى ده رکعت به پایان رسید، هزار مرتبه بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللّهَ و بعد از استغفار سر به سجده بگذارد و بگوید:

یا حَىُّ یا قَیُّومُ، یا ذَا الْجَلالِ وَ الاِْکْرامِ، یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

اى زنده اى پاینده اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى بخشاینده دنیا و آخرت

وَرَحیمَهُما، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، یا اِلهَ الاَْوَّلینَ وَالاْخِرینَ، اِغْفِرْ لَنا

و مهربان آن دو اى مهربانترین مهربانان اى معبود پیشینان و پسینیان

ذُنُوبَنا، وَتَقَبَّلْ مِنّا صَلواتَنا وَ صِیامَنا وَ قِیامَنا.

گناهانمان را بیامرز و نمازها و روزه ها و شب زنده داریهامان را بپذیر.

فرمود: هر کس چنین کند، سوگند به حقّ آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد که جبرئیل مرا خبر داد از اسرافیل و اسرافیل از پروردگار خود، که هنوز این شخص سر از سجده برنداشته است که خداوند او را بیامرزد و ماه رمضان را از او قبول فرماید، و از گناهانش بگذرد...(24)
این نماز و اعمال براى شب عید فطر هم نقل شده است. در آن روایت آمده است: تسبیحات اربعه را در رکوع و سجود، به جاى ذکر رکوع و سجود بخواند و به جاى إغفر لنا... بگوید: إغْفِرْ لى ذُنُوبِى، وَ تَقَبَّلْ صَوْمِى وَ صَلاتِى وَ قِیامِى.(25)
دعاى ختم قرآن در روز آخر ماه رمضان:
با توجّه به این که در روز آخر ماه رمضان، غالباً مردم قرآن را ختم مى کنند، مناسب است که بعد از ختم قرآن دعاى چهل و دوم «صحیفه سجّادیه» را بخوانند.
همچنین مى توانند این دعاى مختصر را که از امیر مؤمنان(علیه السلام) نقل شده است بخوانند:

اَللّـهُمَّ اشْرَحْ بِالْقُرْآنِ صَدْرى، وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُرْآنِ بَدَنى، وَنَوِّرْ بِالْقُرْآنِ

خدایا سینه ام را بوسیله قرآن بگشا و به کار انداز به دستورات قرآن بدنم را و روشن گردان بوسیله قرآن

بَصَرى، وَ اَطْلِقْ بِالْقُرْآنِ لِسانى، وَاَعِنّى عَلَیْهِ ما اَبْقَیْتَنى، فَاِنَّهُ لا حَوْلَ

دیده ام را و باز کن به قرآن زبانم را و کمکم ده به (عمل) بدان تا زنده ام دارى زیرا هیچ

وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِکَ.(26)

جنبش و نیرویى نیست جز به تو.

همچنین دعاى دیگرى که آن حضرت از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده است بخواند:

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُکَ اِخْباتَ الْمُخْبِتینَ، وَاِخْلاصَ الْمُوقِنینَ، وَمُرافَقَةَ

خدایا از تو خواهم اطمینان و خشوع خاشعان درگاهت را و اخلاص اهل یقین و رفاقت

الاَْبْرارِ، وَاسْتِحْقاقَ حَقائِقِ الاْیمانِ، وَالْغَنیمَةَ مِنْ کُلِّ بِرٍّ، وَالسَّلامَةَ مِنْ

با نیکان و استحقاق پیدا کردن براى درک حقایق ایمان و نصیبى از هر خیر و سلامتى از

کُلِّ اِثْم، وَوُجُوبَ رَحْمَتِـکَ وَعـَزآئِمَ مَغْفِرَتِکَ، وَالْفَوْزَ بِـالْجَـنَّةِ،

هر گناه و لازم شدن مهر و رحمتت و موجبات آمرزشت و رسیدن به بهشت

وَالنَّجاةَ مِـنَ النّـارِ.(27)

و رهایى از دوزخ.

براى شروع در تلاوت قرآن و پایان آن دعایى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که پیش از این گذشت. (صفحه 773)

1. زاد المعاد، صفحه 180.
2. رجوع شود به: اقبال، صفحه 167.
3. زاد المعاد، صفحه 185.
4. اقبال، صفحه 186.
5. همان مدرک و زادالمعاد، صفحه 185.
6. اقبال، صفحه 187.
7. زاد المعاد، صفحه 186.
8. تهذیب، جلد 6، صفحه 49، حدیث 26.
9. اقبال، صفحه 186.
10. همان مدرک، صفحه 167.
11. بلدالامین، صفحه 203.
12. زاد المعاد، صفحه 186 (با اندکى تصرّف).
13. مستدرک الوسائل، جلد 7، صفحه 458، حدیث 12.
14. اقبال، صفحه 186 و زاد المعاد، صفحه 186.
15. همان مدرک.
16. اقبال، صفحه 187.
17. بحارالانوار، جلد 95، صفحه 147.
18. اقبال، صفحه 194.
19. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 2، حدیث 4.
20. امالى صدوق، صفحه 649.
21. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و کافى، جلد 4، صفحه 160 (با اندکى تفاوت).
22. مصباح کفعمى، صفحه 584.
23. مقنعه، صفحه 167 (باب صلاة شهر رمضان).
24. اقبال، صفحه 200 (با تلخیص).
25. همان مدرک، صفحه 195.
26. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 129، حدیث 7.
27. اقبال، صفحه 195.
28. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 130، حدیث 7.
29. اقبال، صفحه 207.
30. همان مدرک.
31. همان مدرک، صفحه 206 و 207.
32. زاد المعاد، صفحه 187.
33. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و اقبال، صفحه 211.
34. همان مدرک.
35. اقبال، صفحه 214.
36. همان مدرک، صفحه 209 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 162 .
37. کلمه «النّار» در مصباح آمده است.
38. کافى، جلد 4، صفحه 161 و مصباح المتهجّد، صفحه 629.
39. اقبال، صفحه 211.
40. اقبال، صفحه 211 . در بحارالانوار، جلد 95، صفحه 165 آمده است که این دعا را امام على بن الحسین8 در شب قدر مى خواند.
41. مصباح المتهجّد، صفحه 630 و مصباح کفعمى، صفحه 586 (با اندکى تفاوت).
42. فقیه، جلد 2، صفحه 162 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 70 .
43. تهذیب، جلد 3، صفحه 64، حدیث 19.
44. زاد المعاد، صفحه 190.

وب سایت افق نور

                                         احكام روزه

روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل می كند و شرح آنها بعداً گفته می شود، خوددارى نمايد.

نيت

1550 لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند يا مثلاً بگويد فردا را روزه می گيرم بلكه همين قدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل می كند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل می كند خوددارى نمايد.

1551 انسان می ‏تواند در هر شب از ماه رمضان برا روزه فرداى آن نيت كند بهتر است كه شب اول ما هم نيت روزه همه ماه را بنمايد.

1552 از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نيت روزه فردا را بكند اشكال ندارد.

1553 وقت نيت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيت كردن به مغرب وقت مانده باشد، كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل می كند انجام نداده باشد و نيت روزه مستحبى كند، روزه او صحيح است.

1554 كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند، روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بيدار شود، نمی ‏تواند نيت روزه واجب نمايد.

1555 اگر بخواهد غير روزه رمضان، روزه ديگرى بگيرد بايد آن را معين نمايد، مثلاً نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر می گيرم، ولى در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان می گيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است، يا فراموش نمايد و روزه ديگرى را نيت كند، روزه ماه رمضان حساب می ‏شود.

1556 اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نيت روزه غير رمضان كند، نه روزه رمضان حساب می شود و نه روزه‏ اى كه قصد كرده است.

1557 سوم بوده،روزه او صحيح است.

1558 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بيهوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و اگر تمام نكرد،قضاى آن را بجا آورد.

1559 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و مست ‏شود و در بين روز بهوش آيد، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاى آن را هم بجا آورد.

1560 اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود،روزه‏ اش صحيح است.

1561 اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت‏ شود،چنانچه كارى كه روزه را باطل می كند انجام نداده باشد، بايد نيت كند و روزه او صحيح است و اگر كارى كه روزه را باطل می كند انجام داده باشد، يا بعداز ظهر ملتفت ‏شود كه ماه رمضان است، روزه او باطل می ‏باشد ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام ندهد و بعد از رمضان هم روزه آن روز را قضا نمايد.

1562 اگر بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، بايد روزه بگيرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.

1563 كسى كه براى به جا آوردن روزه ميتى اجير شده اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال ندارد، ولى كسى كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد، نمی ‏تواند روزه مستحبى بگيرد. و چنانچه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبى او به هم می خورد و می تواند نيت‏ خود را به روزه واجب برگرداند. و اگر بعد از ظهر ملتفت‏ شود، روزه او باطل است، و اگر بعداز مغرب يادش بيايد، روزه ‏اش صحيح است، اگر چه بی اشكال نيست.

1564 اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر كرده باشد كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه عمداً تا اذان صبح نيت نكند،روزه ‏اش باطل است، و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است، يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد، چنانچه كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام نداده باشد، روزه او صحيح و گرنه باطل می باشد.

1565 اگر براى روزه واجب غير معينى مثل روزه كفاره، عمداً تا نزديك ظهر نيت نكند، اشكال ندارد. بلكه اگر پيش از نيت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد، يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه، چنانچه كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام نداده باشد، و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.

1566 اگر در ماه رمضان پيش از ظهر كافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام نداده باشد، نمی ‏تواند روزه بگيرد و قضا هم ندارد.

1567 اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روزه بر او واجب نيست.

1568 روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است‏ يا اول رمضان واجب نيست روزه بگيرد، و اگر بخواهد روزه بگيرد می ‏تواند نيت روزه رمضان كند، ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب می ‏شود.

1569 اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است‏ يا اول رمضان، به نيت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگيرد، و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است ‏بايد نيت روزه رمضان كند.

1570 اگر در روزه واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد، روزه ‏اش باطل است، ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل می ‏كند بجا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد، روزه‏ اش باطل نمی شود.

1571 در روزه مستحب و روزه واجبى كه وقت آن معين نيست مثل روزه كفاره، اگر قصد كند كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، يا مردد شود كه به جا آورد يا نه،چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است.

چيزهايى كه روزه را باطل می ‏كند

1572- 9 چيز روزه را باطل می ‏كند: اول: خوردن و آشاميدن. دوم: جماع. سوم:استمنا، و استمنا آن است كه انسان با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد.چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر عليهم السلام. پنجم:رساندن غبار غليظ به حلق. ششم: فرو بردن تمام سر در آب. هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح. هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان.نهم: قى كردن. و احكام اينها در مسايل آينده گفته می ‏شود.

1- خوردن و آشاميدن

1573 اگر روزه‏ دار عمداً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه او باطل می ‏شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت، و چه كم باشد يا زياد. حتى اگر مسواك را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه او باطل می ‏شود، مگر آنكه رطوبت مسواك در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت‏ خارج به آن گفته نشود.

1574 اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است‏ بفهمد صبح شده، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد. و چنانچه عمداً فرو برد، روزه ‏اش باطل است و به دستورى كه بعداً گفته خواهد شد، كفاره هم بر او واجب می ‏شود.

1575 اگر روزه‏ دار سهوا چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‏ اش باطل نمی ‏شود.

1576 احتياط واجب آن است كه روزه‏ دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى رود، خوددارى كند. ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس می ‏كند يا به جاى دوا استعمال می ‏شود، اشكال ندارد.

1577 اگر روزه‏ دار چيزى را كه لاى دندان مانده است، عمداً فرو ببرد، روزه‏ اش باطل می ‏شود.

1578 كسى كه می ‏خواهد روزه بگيرد، لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، ولى اگر بداند غذايى كه لاى دندان مانده در روز فرو مى رود، چنانچه خلال نكند و چيزى از آن فرو رود روزه‏اش باطل می ‏شود. بلكه اگر فرو هم نرود، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن روز را بگيرد.

1579 فرو بردن آب دهان، اگر چه بواسطه خيال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمی ‏كند.

1580 فرو بردن اخلاط سر و سينه، تا به فضاى دهان نرسيده، اشكال ندارد. ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.

1581 اگر روزه دار به قدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد، می ‏تواند به ‏اندازه‏ اى كه از مردن نجات پيدا كند آب بياشامد، ولى روزه او باطل می ‏شود. و اگر ماه رمضان باشد، بايد در بقيه روز از بجا آوردن كارى كه روزه را باطل می ‏كند، خوددارى نمايد.

1582 جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولاً به حلق نمی ‏رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد، روزه را باطل نمی كند. ولى اگر انسان از اول بداند كه به حلق مى رسد، چنانچه فرو رود، روزه‏ اش باطل می ‏شود، و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب است.

1583 انسان نمی ‏تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است‏ كه معمولاً نمی ‏شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.

2- جماع

1584 جماع روزه را باطل می ‏كند، اگر چه به مقدار ختنه‏ گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.

1585 اگر كمتر از مقدار ختنه‏ گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، روزه باطل نمی ‏شود، ولى كسى كه آلتش را بريده ‏اند اگر كمتر از ختنه‏ گاه را هم داخل كند، روزه ‏اش باطل می ‏شود.

1586 اگر شك كند كه به اندازه ختنه‏ گاه داخل شده يا نه، روزه او صحيح است. و كسى كه آلتش را بريده‏ اند، اگر شك كند كه دخول شده يا نه، روزه او صحيح است.

1587 اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد، يا او را به جماع مجبور نمايند، به طورى كه از خود اختيارى نداشته باشد، روزه او باطل نمی ‏شود. ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال جماع خارج شود، و اگر خارج نشود، روزه او باطل است.

3- استمناء

1588 اگر روزه ‏دار استمنا كند، يعنى با خود كارى كند كه منى از او بيرون‏ آيد، روزه ‏اش باطل می ‏شود.

1589 اگر بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه ‏اش باطل نيست. ولى اگر كارى كند كه بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه ‏اش باطل می ‏شود.

1590 هرگاه روزه‏ دار بداند كه اگر در روز بخوابد، محتلم می ‏شود، يعنى در خواب منى از او بيرون مى آيد، می ‏تواند در روز بخوابد. و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود، روزه ‏اش صحيح است.

1591 اگر روزه ‏دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود، واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند.

1592 روزه‏ دارى كه محتلم شده، می ‏تواند بول كند و به دستورى كه در مساله گفته شد، استبرا نمايد. ولى اگر بداند به واسطه بول يا استبرا كردن باقى مانده منى از مجرى بيرون می ‏آيد، در صورتى كه غسل كرده باشد، نمی ‏تواند استبرا كند.

1593 روزه ‏دارى كه محتلم شده، اگر بداند منى در مجرى مانده و در صورتى كه پيش از غسل بول نكند بعد از غسل منى از او بيرون می ‏آيد، بنابر احتياط واجب بايدپيش از غسل بول كند.

1594 اگر به قصد بيرون آمدن منى كارى بكند، در صورتى كه منى ازاو بيرون نيايد، روزه‏ اش باطل نمی ‏شود.

1595 اگر روزه دار بدون قصد بيرون آمدن منى با كسى بازى و شوخى كند، در صورتى كه عادت نداشته باشد كه بعد از بازى و شوخى منى از او خارج شود، اگرچه اتفاقاً منى بيرون آيد، روزه او صحيح است. ولى اگر شوخى را ادامه دهد تا آن جا كه نزديك است منى خارج شود، و خوددارى نكند تا خارج گردد، روزه ‏اش باطل است.

4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر

1596 اگر روزه‏ دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد، اگر چه فوراً بگويد دروغ گفتم، يا توبه كند، روزه او باطل است. و احتياط واجب آن است كه حضرت زهرا سلام الله عليها و ساير پيغمبران و جانشينان آنان هم در اين حكم فرقى ندارند.

1597 اگر بخواهد خبرى را كه نمی داند راست است ‏يا دروغ نقل كند، بنابر احتياط واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته يا از كتابى كه آن خبر در آن نوشته شده، نقل نمايد. ليكن اگر خودش هم خبر بدهد، روزه‏ اش باطل نمی ‏شود.

1598 اگر چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه ‏اش باطل نمی ‏شود.

1599 اگر بداند دروغ بستن به خدا و پيغمبر روزه را باطل می كند و چيزى را كه می ‏داند دروغ است‏ به آنان نسبت دهد و بعداً بفهمد آن چه را كه گفته، راست‏ بوده، روزه‏ اش صحيح است.

1600 اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمداً به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر نسبت دهد، روزه ‏اش باطل می ‏شود، ولى اگر از قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند، اشكال ندارد.

1601 اگر از روزه‏ دار بپرسند كه آيا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين مطلبى فرموده ‏اند و او جايى كه در جواب بايد بگويد نه، عمداً بگويد بلى، يا جايى كه بايد بگويد بلى، عمداً بگويد نه، روزه ‏اش باطل می ‏شود.

1602 اگر از قول خدا يا پيغمبر حرف راستى را بگويد، بعد بگويد دروغ گفتم، يا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز كه روزه می ‏باشد بگويد آنچه ديشب گفتم راست است، روزه ‏اش باطل می ‏شود.

5- رساندن غبار غليظ به حلق

1603 رساندن غبار غليظ به حلق روزه را باطل می ‏كند، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است، مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است.

1604 اگر به واسطه باد غبار غليظ‏ى پيدا شود و انسان با اين كه متوجه است مواظبت نكند و به حلق برسد، روزه ‏اش باطل می شود.

1605 احتياط واجب آن است كه روزه‏ دار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند. ولى بخار غليظ روزه را باطل نمی ‏كند، مگر اين كه در دهان به صورت آب در آيد و فرو دهد.

1606 اگر مواظبت نكند و غبار يا بخار يا دود و مانند اينها داخل حلق شود،چنانچه يقين داشته كه به حلق نمى رسد روزه‏ اش صحيح است.

1607 اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند، يا بی ‏اختيار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزه ‏اش باطل نمی ‏شود، و چنانچه ممكن است ‏بايد آن را بيرون آورد.

6- فرو بردن سر در آب

1608 اگر روزه‏ دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، اگرچه باقى بدن او از آب بيرون باشد، بنا بر احتياط واجب بايد قضاى آن روزه را بگيرد. ولى اگر تمام بدن را آب بگيرد و مقدارى از سر بيرون باشد روزه او باطل نمی ‏شود.

1609 اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد،روزه‏ اش باطل نمی ‏شود.

1610 اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يا نه روزه‏ اش صحيح است.

1611 اگر سر زير آب برود ولى مقدارى از موها بيرون بماند، روزه باطل می ‏شود.

1612 احتياط واجب آن است كه سر را در گلاب فرو نبرد، ولى در آبهاى مضاف ديگر و در چيزهاى ديگر كه روان است، اشكال ندارد.

1613 اگر روزه ‏دار بی ‏اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش كند كه روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمی ‏شود.

1614 اگر بر حسب عادت با افتادن در آب سرش زير آب مى رود، چنانچه با توجه به‏ اين مطلب خود را در آب بيندازد و سرش زير آب برود روزه ‏اش باطل می ‏شود.

1615 اگر فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد يا ديگرى به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب يادش بيايد كه روزه است‏ يا آن كس دست‏ خود را بردارد، بايد فوراً سر را بيرون آورد، و چنانچه بيرون نياورد، روزه ‏اش باطل می ‏شود.

1616 اگر فراموش كند كه روزه است و به نيت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحيح است.

1617 اگر بداند كه روزه است و عمداً براى غسل سر را در آب فرو برد،چنانچه روزه او روزه واجبى باشد كه مثل روزه كفاره وقت معينى ندارد، غسل صحيح و روزه باطل می ‏باشد. ولى اگر واجب معين باشد، اگر به فرو بردن سر در آب قصد غسل كند، روزه او باطل است و بنابر احتياط واجب غسل او هم باطل است،مگر آن كه در زير آب يا در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند، كه در اين صورت غسل او صحيح است. و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است، مگر آن كه در همان زير آب توبه نمايد و در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند،كه در اين صورت غسل او صحيح است.

1618 اگر براى آنكه كسى را از غرق شدن نجات دهد، سر را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزه ‏اش باطل است.

7- باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح

1619 اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم ننمايد، روزه‏ اش باطل است.

1620 اگر در روزه واجبى كه مثل روزه ماه رمضان وقت آن معين است، تا اذان صبح غسل نكند و تيمم هم ننمايد، روزه‏ اش صحيح است.

1621 كسى كه جنب است و می ‏خواهد روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه رمضان وقت آن معين است، چنانچه عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود، می ‏تواند با تيمم روزه بگيرد و صحيح است.

1622 اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد، بايد روزه آن روز را قضا نمايد، و اگر بعد از چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد. مثلا اگر نمی ‏داند سه روز جنب بوده يا چهار روز، بايد روزه سه روز را قضا كند.

1623 كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت ندارد،اگر خود را جنب كند روزه‏ اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب می ‏شود، ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند، با تيمم روزه او صحيح است، ولى گناهكار است.

1624 اگر گمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده، چنانچه تيمم كند روزه‏ اش صحيح است.

1625 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و می ‏داند كه اگر بخوابد تا صبح بيدار نمی شود، نبايد بخوابد، و چنانچه بخوابد و تا صبح بيدار نشود، روزه ‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب می ‏شود.

1626 هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود، اگر احتمال بدهد كه اگر دوباره بخوابد بيدار می ‏شود براى غسل، می ‏تواند بخوابد.

1627 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و می ‏داند يا احتمال می دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار می ‏شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزه‏ اش صحيح است.

1628 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و می ‏داند يا احتمال می ‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار می ‏شود، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند، در صورتى كه بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه ‏اش صحيح است.

1629 كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و می ‏داند يا احتمال می دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار می ‏شود، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند، يا ترديد داشته باشد كه غسل كند يا نه، در صورتى كه بخوابد و بيدار نشود، روزه ‏اش باطل است.

1630 اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار می ‏شود و تصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود، بايد روزه آن روز را قضا كند، و همچنين است اگر از خواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد، و كفاره بر او واجب نمی ‏شود.

1631 خوابى را كه در آن محتلم شده نبايد خواب اول حساب كرد، بلكه اگراز آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد، خواب اول حساب می ‏شود.

1632 اگر روزه ‏دار در روز محتلم شود، واجب نيست فوراً غسل كند.

1633 هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده، اگرچه‏ بداند پيش از اذان محتلم شده، روزه او صحيح است.

1634 كسى كه می ‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روى عمد نباشد، روزه او باطل است.

1635 كسى كه می ‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، اگرچه بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت روزه تنگ است، مثلاً پنچ روز روزه رمضان دارد، و پنج روز هم به رمضان مانده است، بعد از رمضان عوض آن را به جا آورد، و اگر وقت قضاى روزه تنگ نيست روزه بگيرد.

1636 اگر در روزه واجبى غير روزه رمضان و قضاى آن، تا اذان صبح جنب بماند، روزه‏ اش صحيح است، چه وقت آن معين باشد و چه نباشد.

1637 اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمداً غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است تيمم نكند، روزه ‏اش باطل است.

1638 اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان يا قضاى آن را بگيرد، بايد تيمم نمايد و روزه‏ اش صحيح است، و اگر بخواهد روزه مستحب يا روزه واجب مثل روزه كفاره و روزه نذرى بگيرد، اگرچه بدون تيمم هم روزه ‏اش صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه تيمم كند.

1639 اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده، روزه او صحيح است، ولى اگر در وسعت وقت قضاى رمضان را گرفته باشد،صحيح بودن آن اشكال دارد.

1640 اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگر چه نزديك مغرب باشد، روزه او باطل است.

1641 اگر زن غسل حيض يا نفاس را فراموش كند و بعد از يك روز يا چند روز يادش بيايد، روزه ‏هايى كه گرفته صحيح است.

1642 اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود ودر غسل كردن كوتاهى كند و تا اذان غسل نكند و در تنگى وقت تيمم هم نكند، روزه ‏اش باطل است. ولى چنانچه كوتاهى نكند، مثلاً منتظر باشد كه حمام زنانه شود، اگرچه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نكند، در صورتى كه تيمم كند روزه او صحيح است.

1643 اگر زنى كه در حال استحاضه است، غسل هاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه در مساله به بعد گفته شد به جا آورد، روزه او صحيح است.

1644 كسى كه مس ميت كرده، يعنى جايى از بدن خود را به بدن ميت رسانده،می ‏تواند بدون غسل مس ميت روزه بگيرد. و اگر در حال روزه هم ميت را مس نمايد،روزه او باطل نمی ‏شود.

8- اماله كردن

1645 اماله كردن با چيز روان اگرچه از روى ناچارى و براى معالجه باشد، روزه را باطل می ‏كند، ولى استعمال شيافهايى كه براى معالجه است اشكال ندارد، و احتياط واجب آن است كه از استعمال شيافهايى كه براى كيف كردن است، مثل شياف ترياك يا براى تغذيه از اين مجرا است، خوددارى نمايند.

9- قى كردن

1646 هرگاه روزه‏ دار عمداً قى كند - اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد - روزه‏ اش باطل می ‏شود، ولى اگر سهوا يا بی ‏اختيار قى كند، اشكال ندارد.

1647 اگر در شب چيزى بخورد كه می ‏داند به واسطه خوردن آن در روز بی اختيار قى می كند، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را قضا نمايد.

1648 اگر روزه ‏دار بتواند از قى كردن خوددارى كند، چنانچه براى او ضرر و مشقت نداشته باشد، بايد خوددارى نمايد.

1649 اگر مگس در گلوى روزه‏ دار برود، چنانچه به قدرى پايين رود كه به فرو بردن آن خوردن نمی گويند، لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است، واگر به اين مقدار پايين نرود، بايد آن را بيرون آورد، اگرچه موجب شود كه قى كند و روزه ‏اش باطل شود، و چنانچه فرو برد روزه‏ اش باطل می ‏شود، و بنابر احتياط واجب بايد كفاره جمع بدهد.

1650 اگر سهوا چيزى را فرو ببرد و پيش از رسيدن به شكم يادش بيايد كه روزه است، چنانچه به قدرى پايين رفته باشد كه اگر آن را داخل شكم كند خوردن نمی گويند، لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است.

1651 اگر يقين داشته باشد كه به واسطه آروغ زدن چيزى از گلو بيرون می ‏آيد، نبايد عمداً آروغ بزند، ولى اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد.

1652 اگر آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد آن را بيرون‏بريزد، و اگر بى اختيار فرو رود، روزه‏ اش صحيح است.

احكام چيزهايى كه روزه را باطل می ‏كند

1653 اگر انسان عمداً و از روى اختيار كارى كه روزه را باطل می ‏كند، انجام دهد،روزه او باطل می ‏شود و چنانچه از روى عمد نباشد اشكال ندارد، ولى جنب اگر بخوابد و به تفصيلى كه در مساله گفته شد تا اذان صبح غسل نكند، روزه او باطل است.

1654 اگر روزه ‏دار سهوا يكى از كارهايى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد و به خيال اين كه روزه ‏اش باطل شده، عمداً دوباره يكى از آنها را بجا آورد، روزه او باطل می ‏شود.

1655 اگر چيزى به زور در گلوى روزه ‏دار بريزند، يا سر او را به زور در آب فرو برند، روزه او باطل نمی ‏شود، ولى اگر مجبورش كنند كه روزه خود را باطل كند مثلا به او بگويند اگر غذا نخورى ضرر مالى يا جانى به تو مى زنيم و خودش براى جلوگيرى از ضرر، چيزى بخورد، روزه او باطل می ‏شود.

1656 روزه‏ دار نبايد جايى برود كه می داند چيزى در گلويش مى ريزند يا مجبورش می ‏كنند كه خودش روزه خود را باطل كند، اما اگر قصد رفتن كند و نرود يا بعد از رفتن چيزى به خوردش ندهند، روزه او صحيح است، و چنانچه از روى ناچارى كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، روزه او باطل می شود، ولى اگرچيزى در گلويش بريزند، باطل شدن روزه او محل اشكال است.

آنچه براى روزه‏ دار مكروه است

1657 چند چيز براى روزه‏ دار مكروه است و از آن جمله است: دوا ريختن به چشم و سرمه كشيدن در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد، انجام دادن هر كارى كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف می ‏شود، انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق می ‏رسد و اگر بداند به حلق مى رسد جايز نيست، بو كردن گياه هاى معطر، نشستن زن در آب، استعمال شياف، تر كردن لباسى كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك كردن به چوب تر، و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن منى زن خود را ببوسد يا كارى كند كه شهوت خود را به حركت آورد، و اگر به قصد بيرون آمدن منى باشد، در صورتى كه منى بيرون‏ آيد، روزه او باطل است.

جاهايى كه قضا و كفاره واجب است

1658 اگر در روزه ماه رمضان عمداً قى كند يا در شب جنب شود و به تفصيلى كه در مساله گفته شد سه مرتبه بيدار شود و بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود،فقط بايد قضاى آن روز را بگيرد، و چنانچه عمداً اماله كند يا سر زير آب ببرد،بنابر احتياط واجب بايد كفاره هم بدهد، ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند عمداً انجام دهد، در صورتى كه می ‏دانسته آن كار روزه را باطل می ‏كند، قضا و كفاره براو واجب می ‏شود.

1659 اگر به واسطه ندانستن مساله كارى انجام دهد كه روزه را باطل می كند، چنانچه می ‏توانسته مساله را ياد بگيرد، بنابر احتياط واجب كفاره بر او ثابت مى‏شود، و اگر نمی ‏توانسته مساله را ياد بگيرد يا اصلاً ملتفت مساله نبوده يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نمی ‏كند، كفاره بر او واجب نيست.

كفاره روزه

1660 كسى كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزاد كند يا به دستورى كه در مساله بعد گفته می ‏شود، دو ماه روزه بگيرد يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام، يك مد كه تقريبا ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه می ‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلا بك مرتبه بگويد: "استغفرالله"، و احتياط واجب در فرض اخير آن است كه هر وقت‏ بتواند، كفاره را بدهد.

1661 كسى كه می ‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد، و اگر بقيه آن پى در پى نباشد، اشكال ندارد.

1662 كسى كه می ‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعى شروع كند كه در بين سى و يك روز، روزى باشد كه مانند عيد قربان روزه آن حرام است.

1663 كسى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد، يا وقتى شروع كند كه در بين آن به روزى برسد كه روزه آن واجب است،مثلاً به روزى برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه ‏ها را از سر بگيرد.

1664 اگر در بين روزهايى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، عذرى مثل حيض يا نفاس يا سفرى كه در رفتن آن مجبور است، براى او پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر واجب نيست روزه‏ ها را از سر بگيرد، بلكه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر بجامی ‏آورد.

1665 اگر به چيز حرامى روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتى حرام شده باشد مثل نزديكى كردن با عيال خود در حال حيض، بنا بر احتياط كفاره جمع بر او واجب می ‏شود، يعنى بايد يك بنده آزاد كند و دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير كند، يا به هر كدام آنها يك مد كه تقريبا ده سير است گندم يا جو يا نان و مانند اينها بدهد، و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد، هر كدام آنها را كه ممكن است‏ بايد انجام دهد.

1666 اگر روزه‏ دار دروغى را به خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت دهد، كفاره جمع كه تفصيل آن در مساله پيش گفته شد بنابر احتياط بر او واجب می ‏شود.

1667 اگر روزه‏ دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند، يك كفاره براو واجب است، ولى اگر جماع او حرام باشد يك كفاره جمع واجب می ‏شود.

1668 اگر روزه‏ دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، براى همه آنها يك كفاره كافى است.

1669 اگر روزه‏ دار جماع حرام كند و بعد با حلال خود جماع نمايد، يك كفاره جمع كافى است.

1670 اگر روزه‏ دار كارى كه حلال است و روزه را باطل می ‏كند، انجام دهد،مثلاً آب بياشامد، و بعد كار ديگرى كه حرام است و روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، مثلاً غذاى حرامى بخورد، يك كفاره كافى است.

1671 اگر روزه‏ دار آروغ بزند و چيزى در دهانش بيايد، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد، روزه‏ اش باطل است و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب می ‏شود، و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ زدن خون يا غذايى كه از صورت غذا بودن خارج شده به دهان او بيايد و عمداً آن را فرو برد، بايد قضاى آن روزه را بگيرد، و بنابر احتياط كفاره جمع هم بر او واجب می ‏شود.

1672 اگر نذر كند كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل كند، بايد يك بنده آزاد نمايد، يا دو ماه پى در پى روزه بگيرد،يا به شصت فقير طعام دهد.

1673 اگر به گفته كسى كه می ‏گويد مغرب شده افطار كند، و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و كفاره بر او واجب می ‏شود. ولى اگر خبر دهنده عادل بوده،فقط قضاى آن روزه واجب است.

1674 كسى كه عمداً روزه خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند، يا پيش از ظهر براى فرار از كفاره سفر نمايد، كفاره از او ساقط نمی ‏شود، بلكه‏ اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پيش آمد كند، بنابر احتياط كفاره بر او واجب است.

1675 اگر عمداً روزه خود را باطل كند، و بعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود، كفاره بر او واجب نيست.

1676 اگر يقين كند كه روز اول ماه رمضان است، و عمداً روزه خود را باطل كند،بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده، كفاره بر او واجب نيست.

1677 اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است‏ يا اول شوال، و عمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، كفاره بر او واجب نيست.

1678 اگر روزه‏ دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه ‏دار است جماع كند، چنانچه زن را مجبور كرده باشد، كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد، و اگر زن به جماع راضى بوده، بر هر كدام يك كفاره واجب می شود.

1679 اگر زنى شوهر خود را مجبور كند كه جماع نمايد، يا كار ديگرى كه روزه را باطل می كند انجام دهد، واجب نيست كه كفاره روزه شوهر را بدهد.

1680 اگر روزه ‏دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه‏ دار است جماع كند،چنانچه به طورى زن را مجبور كرده باشد كه از خود اختيارى نداشته باشد، و در بين جماع زن راضى شود، بايد مرد دو كفاره و زن يك كفاره بدهد، و اگر با اراده و اختيار عمل را انجام دهد، اگرچه مجبورش كرده باشد، مرد بايد كفاره خودش و زن را بدهد.

1681 اگر روزه ‏دار در ماه رمضان با زن روزه‏ دار خود كه خواب است جماع نمايد،يك كفاره بر او واجب می ‏شود، و روزه زن صحيح است و كفاره هم بر او واجب نيست.

1682 اگر مرد زن خود را مجبور كند كه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل می ‏كند بجا آورد، كفاره زن را نبايد بدهد، و بر خود زن هم كفاره واجب نيست.

1683 كسى كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمی ‏گيرد، نمی ‏تواند زن روزه ‏دار خود را مجبور به جماع كند، ولى اگر او را مجبور نمايد، بنابر احتياط بايد كفاره ‏اش را بدهد.

1684 انسان نبايد در بجا آوردن كفاره كوتاهى كند، ولى لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

1685 اگر كفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نياورد، چيزى بر آن اضافه نمی ‏شود.

1686 كسى كه بايد براى كفاره يك روز شصت فقير را طعام بدهد، اگر به شصت فقير دسترسى دارد، نبايد به هر كدام از آنها بيشتر از يك مد كه تقريبا ده سير است طعام بدهد، يا يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد، ولى چنانچه انسان اطمينان داشته باشد كه فقير طعام را به عيالات خود می ‏دهد يا به آنها می ‏خوراند، می ‏تواند براى هر يك از عيالات فقير اگرچه صغير باشند يك مد به آن فقير بدهد.

1687 كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمداً كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، بايد به ده فقير هر كدام يك مد كه تقريبا ده سير است طعام بدهد، و اگر نمی ‏تواند بنابر احتياط واجب بايد سه روز پى در پى روزه بگيرد.

جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است

1688 در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است، و كفاره واجب نيست:اول: آنكه روزه ‏دار در روز ماه رمضان عمداً قى كند. دوم: آنكه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مساله گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بيدار نشود. . سوم: عملى كه روزه را باطل مى كند بجا نياورد، ولى نيت روزه نكند يار يا كند، يا قصد كند كه روزه نباشد. چهارم: آنكه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند، و با حال جنابت‏يك روز يا چند روز روزه بگيرد. پنجم: آنكه در ماه رمضان بدون اين كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده و نيز اگر بعد از تحقيق با اين كه گمان دارد صبح شده، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضاى آن روزه بر او واجب است. ولى اگر بعد از تحقيق گمان يا يقين كند كه صبح شده و چيزى بخورد، و بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نيست، بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صبح شده يا نه و كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نيست. ششم: آنكه كسى بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است. هفتم: آنكه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخى می ‏كند و كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است. هشتم: آنكه به گفته كس ديگر كه عادل باشد افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. نهم: آنكه در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. ولى اگر در هواى ابر به گمان اين كه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست. دهم: آنكه براى خنك شدن، يا بى جهت مضمضه كند، يعنى آب در دهان بگرداند و بی ‏اختيار فرو رود، ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد، يا براى وضو مضمضه كند و بی ‏اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

1689 اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بی ‏اختيار فرو رود، يا آب داخل بينى كند و بی ‏اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

1690 مضمضه زياد براى روزه‏ دار مكروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است‏ سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.

1691 اگر انسان بداند كه به واسطه مضمضه، بی ‏اختيار يا از روى فراموشى آب وارد گلويش می ‏شود، نبايد مضمضه كند.

1692 اگر در ماه رمضان بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نيست.

1693 اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه، نمی ‏تواند افطار كند، ولى اگر شك كند كه صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم می ‏تواند كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام دهد.

احكام روزه قضا

1694 اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه ‏هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

1695 اگر كافر مسلمان شود، واجب نيست روزه ‏هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد، ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه ‏هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.

1696 روزه‏اى كه از انسان به واسطه مستى فوت شده بايد قضا نمايد، اگرچه چيزى را كه به واسطه آن مست‏ شده براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نيت روزه كرده و مست‏ شده و در حال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد، بنا بر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام كند و بعداً قضا نمايد.

1697 اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده، می ‏تواند مقدار كمتر را كه احتمال می ‏دهد روزه نگرفته قضا نمايد، مثلاً كسى كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمی داند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم، می ‏تواند پنج روز روزه بگيرد. و نيز كسى هم كه نمی داند چه وقت عذر برايش پيدا شده، می ‏تواند مقدار كمتر را قضا نمايد، مثلا اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت كند و بعد از رمضان برگردد و نداند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده يا بيست‏و ششم، می تواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را قضا كند.

1698 اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاى هر كدام را كه اول بگيرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، بايد اول، قضاى رمضان آخر را بگيرد.

1699 اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نيت معين نكند روزه‏اى را كه می ‏گيرد قضاى كدام رمضان است، قضاى سال اول حساب مى‏شود.

1700 كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد، می ‏تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد.

1701 اگر قضاى روزه ماه رمضان شخص ديگرى را گرفته باشد،

1702 اگر به واسطه مرض يا حيض يا نفاس، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد، لازم نيست روزه ‏هايى را كه نگرفته، براى او قضا كنند، اگر چه مستحب است.

1703 اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزه ‏هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مدكه تقريباً ده سير است طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. ولى اگر به واسطه عذر ديگرى، مثلاً براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه هايى را كه نگرفته، بايد قضا كند، و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.

1704 اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد، بايد روزه ‏هايى را كه نگرفته، قضا نمايد. و نيز اگر در ماه رمضان غير مرض، عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزه ‏هايى را كه نگرفته، بايد قضا كند.

1705 اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم به فقير بدهد.

1706 اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، بلكه اگر موقعى كه عذر دارد، تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزه ‏هاى خود را قضا كند، و پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند، بايد قضاى آن را بگيرد، و احتياط واجب آن است كه براى هر روز هم يك مد غذا به فقير بدهد.

1707 اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد، بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد كه تقريبا ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.

1708 كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، می ‏تواند كفاره چند روز را به يك فقي بدهد.

1709 اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تاخير بيندازد، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.

1710 اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد، بايد قضاى آن را به جا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگيرد، يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند. و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد، براى هر روز نيز دادن يك مد طعام لازم است.

1711 اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد و در روز كارى كه روزه را باطل می كند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه جماع كند، يك كفاره كافى است.

1712 بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر بايد قضاى نماز و روزه او را به تفصيلى كه در مساله گفته شد بجا آورد، ولى قضاى روزه مادر بر پسر واجب نيست.

1713 اگر پدر غير از روزه رمضان، روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد، بايد پسر بزرگتر قضا نمايد.

احكام روزه مسافر

1714 مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت‏ بخواند،نبايد روزه بگيرد. و مسافرى كه نمازش را تمام می ‏خواند، مثل كسى كه شغلش مسافرت، يا سفر او سفر معصيت است، بايد در سفر روزه بگيرد.

1715 مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد،مكروه است.

1716 اگر غير روزه رمضان روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد، بنا براحتياط واجب نبايد در آن روز مسافرت كند، و اگر در سفر باشد، بايد قصد كند كه ده روز در جايى بماند و آن روز را روزه بگيرد، ولى اگر نذر كرده باشد روز معينى را روزه بگيرد، می تواند در آن روز مسافرت نمايد.

1717 اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معين نكند، نمی ‏تواند آن را در سفر بجا آورد. ولى چنانچه نذر كند كه روز معينى را در سفر روزه بگيرد، بايدآن را در سفر بجا آورد. و نيز اگر نذر كند روز معينى را چه مسافر باشد يا نباشد،روزه بگيرد، بايد آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگيرد.

1718 مسافر می ‏تواند براى خواستن حاجت، سه روز در مدينه طيبه روزه مستحبى بگيرد.

1719 كسى كه نمی ‏داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز مساله را بفهمد، روزه ‏اش باطل می ‏شود، و اگر تا مغرب نفهمد، روزه‏ اش صحيح است.

1720 اگر فراموش كند كه مسافر است، يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل می ‏باشد و در سفر روزه بگيرد، روزه او باطل است.

1721 اگر روزه‏ دار بعد از ظهر مسافرت نمايد، بايد روزه خود را تمام كند، و اگر پيش از ظهر مسافرت كند، وقتى به حد ترخص برسد، يعنى به جايى برسد كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد روزه خود را باطل كند، و اگر پيش از آن روزه را باطل كند، بنابر احتياط كفاره نيز بر او واجب است.

1722 اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد، يا به جايى برسد كه می ‏خواهد ده روز در آن جا بماند، چنانچه كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام نداده، بايد آن روز را روزه بگيرد، و اگر انجام داده روزه آن روز بر او واجب نيست.

1723 اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، يا به جايى برسد كه می ‏خواهد ده روز در آن جا بماند، نبايد آن روز را روزه بگيرد.

1724 مسافر و كسى كه از روزه گرفتن عذر دارد، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نمايد و در خوردن و آشاميدن كاملاً خود را سير كند.

كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست

1725 كسى كه به واسطه پيرى نمی ‏تواند روزه بگيرد، يا براى او مشقت دارد،روزه بر او واجب نيست، ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد كه تقريباً ده سير است گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.

1726 كسى كه به واسطه پيرى روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد قضاى روزه ايى را كه نگرفته بجا آورد.

1727 اگر انسان مرضى دارد كه زياد تشنه مى‏شود و نمی ‏تواند تشنگى را تحمل كند،يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدارى كه ناچار است آب نياشامد، و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد روزه ‏هايى را كه نگرفته قضا نمايد.

1728 زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر روزه براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست. و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، ودر هر دو صورت روزه‏ هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد.

1729 زنى كه بچه شير می ‏دهد و شير او كم است، چه مادر بچه يا دايه او باشد، يا بی ‏اجرت شير دهد، اگر روزه براى بچه‏ اى كه شير می ‏دهد ضرر دارد، روزه براو واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و در هر دو صورت روزه ‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد. ولى اگر كسى پيدا شود كه بى اجرت بچه را شير دهد، يا براى شير دادن بچه از پدر يا مادر بچه يا از كس ديگر كه اجرت او را بدهد اجرت بگيرد، احتياط واجب آن است كه بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.

راه ثابت‏شدن اول ماه

1730 اول ماه به پنج چيز ثابت می ‏شود: اول: آنكه خود انسان ماه را ببيند. دوم: عده ‏اى كه از گفته آنان يقين پيدا می ‏شود بگويند ماه را ديده‏ ايم. و همچنين است هر چيزى كه به واسطه آن يقين پيدا شود. سوم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده ‏ايم، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند، يا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل اين كه بگويند داخل دايره ماه طرف افق بود، اول ماه ثابت نمى‏شود. اما اگر در تشخيص بعضى خصوصيات اختلاف داشته باشند، مثل آن كه يكى بگويد ماه بلند بود و ديگرى بگويد نبود، به گفته آنان اول ماه ثابت می ‏شود. چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت می ‏شود، و سى روز از اول رمضان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه شوال ثابت می ‏شود. پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.

1731 اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقليد او را نمی ‏كند،بايد به حكم او عمل نمايد، ولى كسى كه می ‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمی ‏تواند به حكم او عمل نمايد.

1732 اول ماه با پيشگويى منجمين ثابت نمى‏شود، ولى اگر انسان از گفته آنان يقين پيدا كند، بايد به آن عمل نمايد.

1733 بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن، دليل نمی ‏شود كه شب پيش، شب اول ماه بوده است.

1734 اگر اول ماه رمضان براى كسى ثابت نشود و روزه نگيرد، چنانچه دو مرد عادل بگويند كه شب پيش ماه را ديده ‏ايم، بايد روزه آن روز را قضا نمايد.

1735 اگر در شهرى اول ماه ثابت‏ شود، براى مردم شهر ديگر فايده ندارد، مگر آن دو شهر با هم نزديك باشند، يا انسان بداند كه افق آنها يكى است.

1736 اول ماه به تلگراف ثابت نمی ‏شود، مگر دو شهرى كه از يكى به ديگرى تلگراف كرده ‏اند نزديك يا هم افق باشند و انسان بداند تلگراف از روى حكم حاكم شرع يا شهادت دو مرد عادل بوده است.

1737 روزى را كه انسان نمی ‏داند آخر رمضان است‏ يا اول شوال، بايد روزه بگيرد، ولى اگر پيش از مغرب بفهمد كه اول شوال است، بايد افطار كند.

1738 اگر زندانى نتواند به ماه رمضان يقين كند، بايد به گمان عمل نمايد، و اگر آن هم ممكن نباشد، هر ماهى را كه روزه بگيرد صحيح است. و بنابر احتياط واجب بايد بعد از گذشتن يازده ماه از ماهى كه روزه گرفته، دوباره يك ماه روزه بگيرد. ولى اگر بعد گمان پيدا كرد، بايد به آن عمل نمايد.

روزه‏ هاى حرام و مكروه

1739 روزه عيد فطر و قربان حرام است، و نيز روزى را كه انسان نمی ‏داند آخر شعبان است‏ يا اول رمضان، اگر به نيت اول رمضان روزه بگيرد، حرام می ‏باشد.

1740 اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بين برود، و همچنين اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كند، بنابر احتياط واجب بايد خوددارى كند.

1741 روزه مستحبى اولاد اگر اسباب اذيت پدر و مادر يا جد شود، جايز نيست، بلكه اگر اسباب اذيت آنان نشود، ولى او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كنند، احتياط واجب آن است كه روزه نگيرد.

1742 اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبى بگيرد، و در بين روز پدر او را نهى كند، بايد افطار كند.

1743 كسى كه می ‏داند روزه براى او ضرر ندارد، اگرچه دكتر بگويد ضرر دارد،بايد روزه بگيرد. و كسى كه يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد، اگرچه دكتر بگويد ضرر ندارد، بايد روزه نگيرد، و اگر روزه بگيرد، صحيح نيست، مگر آن كه به قصد قربت‏ بگيرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

1744 اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نبايد روزه بگيرد،و اگر روزه بگيرد صحيح نيست، مگر آن كه به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

1745 كسى كه عقيده‏ اش اين است كه روزه براى او ضرر ندارد، اگر روزه بگيرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر داشته، بايد قضاى آن را بجا آورد.

1746 غير از روزه‏ هايى كه گفته شد، روزه‏هاى حرام ديگرى هم هست كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.

1747 روزه روز عاشورا و روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است‏ يا عيد قربان،مكروه است.

روزه‏ هاى مستحب

1748 روزه تمام روزهاى سال غير از روزه‏ هاى حرام و مكروه كه گفته شد مستحب است. و براى بعضى از روزها بيشتر سفارش شده است، كه از آن جمله است: 1- پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه، و چهارشنبه اولى كه بعد از روز دهم ماه است.و اگر كسى اينها را بجا نياورد مستحب است قضا نمايد، و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگيرد، مستحب است‏ براى هر روز يك مد طعام يا 6/12 نخود نقره به فقير بدهد. 2- سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه. 3- تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از اين دو ماه اگر چه يك روز باشد. 4- روز عيد نوروز، روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذی‏قعده، روز اول تا روز نهم ذی‏حجه، روز عرفه ولى اگر بواسطه ضعف روزه، نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مكروه است، عيد سعيد غدير 18 ذی‏حجه روز اول و سوم محرم،ميلاد مسعود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم، 17 ربيع الاول روز مبعث‏ حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم، 27 رجب و اگر كسى روزه مستحبى بگيرد واجب نيست آن را به آخر برساند، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند، مستحب است دعوت او را قبول كند، و در بين روز افطار نمايد.

مواردى كه مستحب است انسان از كارهايى كه روزه را باطل می ‏كند خوددارى نمايد.

1749 براى شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارهاى كه روزه را باطل می ‏كند خودارى نمايند: اول: مسافرى كه در سفر، كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام داده باشد و پيش از ظهر به وطنش يا به جايى كه می ‏خواهد ده روز بماند، برسد. دوم: مسافرى كه بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه می ‏خواهد ده روز در آن جا بماند برسد. سوم: مريضى كه پيش از ظهر خوب شود و كارى كه روزه را باطل می ‏كند انجام داده باشد. چهارم: مريضى كه بعد از ظهر خوب شود. پنجم: زنى كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود. ششم: كافرى كه در روز ماه رمضان مسلمان شود.

1750 مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار كردن بخواند،ولى اگر كسى منتظر اوست‏ يا ميل زيادى به غذا دارد كه نمی ‏تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار كند. ولى به قدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن بجا آورد.

وب سایت افق نور

                                  

                                  

وب سایت افق نور